تبلیغات
ادبیات فارسی - پاسخ ها: (17):اندیشه‌های آبراهام مزلو در مکتب‌های ادبی
>
تاریخ : جمعه 25 دی 1394
نویسنده : مجتبی معروف
17ـ‌ رد پای آرا و اندیشه‌های آبراهام مزلو، روان شناس انسانگرا و پدر جنبش انسانگرایی در روان شناسی،‌ را در مکتب‌های ادبی اومانیسم، ایده آلیسم و ناتورالیسم پیدا کنید و با بررسی مهمترین آثار این مکتب‌ها اصول آن را نشان دهید.

در نخستین سال‌های دهه 1960 جنبشی در روان‌شناسی آمریکا به وجود آمد که به عنوان روان‌شناسی انسان‌گرا یا "نیروی سوم" شناخته شده است. چنان چه از اصطلاح نیروی سوم استنباط می‌شود، روان‌شناسی انسان‌گرا می‌خواست جای دو نیروی عمده روان‌شناسی، یعنی رفتارگرایی و روان‌کاوی را بگیرد. 


آبراهام مازلو(1971-1968) بنیان‌گذار مکتب انسان‌گرایی و یکی از شاخص‌ترین و فصیح‌ترین مبلغان روان‌شناسی کمال، همچنین یکی از مهمترین نظریه‌پردازان نهضت توانایی‌های انسان می‌باشد. او کسی است که این دیدگاه را به عنوان نیروی سوم در روان‌شناسی آمریکا معرفی کرد. به عقیده او هر فرد، دارای گرایش ذاتی برای رسیدن به خودشکوفایی است که بالاترین سطح نیاز انسان است. 
کارل راجرز(1987-1902) یکی دیگر از نظریه‌پردازان مکتب انسان‌گرایی است. راجرز در حرکت بالقوه انسان نفوذ داشت و کارهای او بخش اصلی جنبش بالنده برای انسانی کردن روان‌شناسی به شمار می‌رود. به عقیده او؛ همگی ما از یک گرایش فطری برای رشد و کمال برخورداریم. یعنی از نیاز به پرورش و گسترش تمامی توانایی‌ها و قابلیت‌هایمان بهره‌مندیم، امّا فقط در صورتی این توانایی‌ها را پرورش خواهیم داد که خودمان را درست شناخته باشیم (برقعی، ؟).
آبراهام مزلو، روانشناس انسان گرا، از خود شکوفایی و «هنر انسان شدن»، سخن گفته است و نقش جامعه را در خودشکوفایی امری کلیدی معرفی کرده است و بر این باور بود، در جوامعی که شخص از مسئولیت پذیری، شناخت مکانیسم های دفاعی، آزمودن شیوه های جدید، سخت کوشی در اجرای تصمیمات و به طور کلی از توجه به فراانگیزش ها برخوردار باشد؛ می تواند به سوی خودشکوفایی پیش برود. انسان گرایی نظامی فکری است که در آن تمایلات و ارزش های انسان در درجه ی اول اهمیت قرار دارند. روان شناسی انسان گرا به این معناست که خود ما کیفیت هستی خود را شکل می دهیم. به این ترتیب که انتخاب های آگاهانه ای می کنیم، اراده ی خود را بکار می گیریم و آینده را در نظر داریم بنابراین هر فردی مسئولیت زندگی خود را بر عهده دارد.
اومانیسم شالودة فرهنگ و فلسفة بعد از رنسانس در غرب است که بر اساس آن انسان میزان کلّیة ارزش‌ها و فضائل از جمله حق و حق گرایی است. اومانیسم علاوه برشمول بر اصولی چون اختیار و آزادی و فردگرایی انسان، به علت وجود اصل مدارای دینی با هر دین و آیینی از توحیدی گرفته تا الحادی قابل جمع است. در تلقی اومانیستی، مفاهیم ارزشی تعاریف خاصی پیدا می‌کنند؛ برای مثال، حق و حق گرایی با محوریت انسان تعریف می شود. این جنبش، سرشت انسانی و علائق طبیعت آدمی را میزان همه چیز قرار می دهد. اومانیست‌ها علاوه بر طبیعت انسان، شخصیت اجتماعی و سیاسی وی را نیز مورد مطالعه قرار دادند. 
فروم یکی از بارزترین چهره های اومانیستی، ویژگی های متفاوتی را از ماهیت انسان از دیدگاه برخی از اندیشمندان ذکر می کند که با برخی از ویژگی های افراد خودشکوفا سازگار است این ویژگی‌ها عبارتند از: ابزار ساز بودن، درک کردن و به کار بردن اندیشه، بازیگر بودن، توانایی بر جواب منفی دادن، امیدوار بودن، فعالیت آگاه و آزاد داشتن.
در مکتب ایده آلیسم، انسان به مثابة بخشی از هستی، موجودی معنوی است و ماهیت اصلی او را روح وی تشکیل می دهد. قدرت های فهم روح انسان، عقل و اراده است. این دو نیرو انسان را از سایر موجودات متمایز می سازد. عقل به او امکان شناخت صحیح و اراده قدرت رفتار صحیح را می بخشد. آنها بر این اعتقادند که انسان با داشتن این سرمایه عظیم خود، می تواند، به وجود کل یا خالق جاودان برسد، به فراسوی این عالم سیر نماید، برکلی می گوید:«تمام هستی به ذهن انسان وابسته است که آن را بداند» و خداشناسی و منزلت والای انسانی که از طریق حرکت به سوی خودآگاهی بدست می آید. این مطالب، معرف این نکته است که ایده آلیسم، گستره معرفتی شناسی قابل توجهی را برای انسان تأیید می نماید. روانشناسی انسان گرا نیز به ارزش‌ها و سرمایه‌های آدمی از جمله ذهن و روح وی اهمیّت می‌دهد و آن را یکی از عوامل مؤثر در خودشکوفایی انسان می‌داند.
ناتورالیست ها به طبیعت انسانی و توصیف بی کم و کاست آن، توجه داشتند. آنان به توصیف دقیق طبیعت انسانی پرداخته و عقیده داشتند که انسان علاوه بر جبر بیولوژیکی و وراثتی، تحت سیطرة جبر اجتماعی است. روانشناسان انسان‌گرا نیز جبر بیولوژیکی و اجتماعی را بر انسان رد نمی کنند امّا انسان را دستخوش دگرگونی ناپذیر این نیروها نمی‌دانند و معتقدند که انسان با اتخاذ روش هایی می‌تواند خود را از اسارت آنها برهاند.




موضوعات مرتبط: نمونه سؤال آزمون های دكترا زبان و ادبیات فارسی ,
آخرین مطالب