تبلیغات
ادبیات فارسی - استعاره‌های مفهومی
>
تاریخ : دوشنبه 8 شهریور 1395
نویسنده : مجتبی معروف

استعاره‌های مفهومی

قسمتی از مقدمه مقاله «استعاره‌های شهید و شهادت در شعر دفاع مقدس بر اساس استعارة مفهومی» (ارائه شده در همایش ملّی ادبیات پایداری، دانشگاه گیلان ـ پنجم خرداد 1395)


زبان‌شناسی شناختی که یکی از گرایش‌های جدید زبان‌شناسی است، زمینه‌های جدیدی برای پژوهش‌ در این حوزه به وجود آورده است. در این دیدگاه استعاره هم دیگر آن حالت کلاسیک را ندارد. «لیکاف و جانسون با انتشار استعاره‌هایی که با آنها زندگی می‌کنیم، نگاه کلاسیک استعاره را به چالش کشیدند و ادعا کردند که استعاره، تنها به حوزه زبان محدود نشده، بلکه سراسر زندگی روزمره و از جمله حوزة اندیشه و عملمان را نیز در بر گرفته است، به طوری که نظام مفهومی هر روزة ما ـ که بر اساس آن فکر و عمل می‌کنیم ـ ‌ماهیتی اساساً استعاری دارد» (هاشمی، 1389: 123).

«در دیدگاه‌های کلاسیک استعاره، اصطلاح‌ها دارای معناهای دلبخواهی‌اند؛ امّا در حوزة زبان‌شناسی شناختی این امکان وجود دارد که آن‌ها را نه دلبخواهی بلکه انگیخته تلقی کنیم؛ یعنی این‌که اصطلاح‌ها به گونه‌ای خودکار و بر اساس قوانینی زایا تولید می‌شوند، امّا با یک یا چند الگوی موجود در نظام مفهومی انطباق دارند» (لیکاف، 1390: 151)، ولی «از منظر شناختی، استعاره اساس زبان و سازندة معنا و اندیشه است. استعاره در این نظرگاه نه دروغ است و نه انگل و سربار زبان؛ بلکه فرایندی است که به طور طبیعی در زبان رخ می‌دهد و تقویت کنندة شالودة تجربه است. در نگاه استعاره شناسان معاصر، استعاره یک ضرورت سبکی برای ارتقاء بیان و تزیین کلام با یک ابزار زیبا شناسیک ادبیِ صرف شمرده نمی‌شود؛ بلکه امری است که همة زندگی را زیر سیطرة خود دارد؛ از دید آنان انسان فقط به شیوة استعاری می‌اندیشد و با استعاره‌ها زندگی می‌کند» (فتوحی، 1390: 324).

استعاره از ارکان مهمّ علم بلاغت و از مفاهیم آشنای بلاغت سنتی است. محقّقین ادبی به استعاره توجّه ویژه‌ای داشته‌اند و همواره کوشیده‌اند با بررسی انواع استعاره‏‏، آن را در انواع مختلفی طبقه بندی کنند. به نوشتۀ شفیعی کدکنی، تعریف استعاره یکی از پریشان‌ترین تعریف‌ها در کتب بلاغت پیشینیان است به طوری که نشان می‌دهد همواره دربارۀ مفهوم و حوزۀ معنوی این کلمه متزلزل بوده‌اند(شفیعی کدکنی، 1386: 107). این مفهوم در علم زبان‌شناسی نیز جایگاه خاصّی به خود اختصاص داده است. در اواخر قرن بیستم، برخی از زبان شناسان مانند «لیکاف» و «جانسون» تعریف جدیدی از استعاره ارائه دادند. جورج لیکاف در کتابی با عنوان «استعاره‌هایی که با آنها زندگی می‌کنیم» به همراه مارک جانسون نظریۀ استعارۀ مفهومی را مطرح کردند. به اعتقاد آن‌ها «استعاره در زندگی روزمرّه و نه تنها در زبان که در اندیشه و عمل ما جاری و ساری است. نظام مفهومی معمول ما که در چارچوب آن می‌اندیشیم و عمل می‌کنیم، ماهیّتی اساساً استعاری دارد» (لیکاف و جانسون، 1394ـ آ: 13).

لیکاف و جانسون نظریة استعاره‌های مفهومی را در کتاب فلسفة جسمانی به طور دقیق‌تری بررسی کرده‌اند. آن‌ها معتقد به جسمانی بودن ذهن، اندیشة ناآگاهانه و استعاری بودن مفاهیم انتزاعی هستند (لیکاف و جانسون، 1394ـ ب: 19). این بحث در کتاب فلسفه جسمانی به تفصیل بیان شده است. به نظر آن‌ها «ذهن نه تنها جسمانی است، بلکه جسمانیّت آن به گونه‌ای است که نظام‌های مفهومی ما عمدتاً متکی به وجوه اشتراک جسم‌های ما و محیط‌های زندگی ماست» (همان، 1394: 23).

«از دیدگاه مفهومی، استعاره‌های اوّلیه نگاشت‌های میان حوزه‌ای از حوزة مبدأ (حسّی ـ حرکتی) به حوزة هدف (حوزة تجربة ذهنی) هستند که استنباط و گاهی نمایش واژگانی را حفظ می‌کنند. در واقع، حفظ استنباط برجسته‌ترین ویژگی استعارة مفهومی است» (لیکاف و جانسون، 1394ـ ب: 96).

در استعاره‌های مفهومی دو قلمرو مبدأ یا منبع (source domain) و قلمرو مقصد یا هدف (target domain) بررسی می‌شود.

قلمرو مبدأ یا منبع، پدیده‌ها و اصطلاحاتی را شامل می‌شود که معمولاً امور عینی و آشناتر و متعارف‌تر هستند و به کمک آن‌ها قلمرو مقصد یا هدف، که عموماً امور ذهنی و مفاهیم انتزاعی هستند، درک می‌شوند. به عبارتی در استعارة ‌مفهومی، امور انتزاعیِ قلمرو مقصد، به صورتی استعاری توسط مفهوم عینی و ملموس قلمرو مبدأ، محسوس و قابل درک می‌شوند.

 

منابع

ـ شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1386). صور خیال در شعر فارسی. تهران: آگاه. چاپ یازدهم.

ـ فتوحی، محمود. (1390). سبک شناسی: نظریه‌ها، رویکردها و روش‌ها. تهران: سخن. چاپ اوّل.

ـ لیکاف، جورج. (1390). نظریة معاصر استعاره. ترجمة‌ فرزان سجودی. (استعاره: مبنای تفکر و ابزار زیبایی آفرینی، به کوشش فرهاد ساسانی). تهران: سورة مهر (وابسته به حوزة هنری).

ـ لیکاف، جورج و جانسون، مارک. (1394ـ آ). استعاره‌هایی که با آنها زندگی می‌کنیم. ترجمة هاجر آقا ابراهیمی. تهران: علم. چاپ اوّل.

ـ ـــــــــــــــــــــــــــــــ . (1394ـ ب). فلسفة جسمانی: ذهن جسمانی و چالش آن با اندیشة غرب(جلد اوّل). ترجمة جهانشاه میرزابیگی. تهران: آگاه. چاپ اوّل.

ـ‌ هاشمی، زهره.  (1389). «نظریة استعارة مفهومی از دیدگاه لیکاف و جانسون». ادب پژوهی. شماره 12، تابستان. صص 140-119.




موضوعات مرتبط: مقالات , معانی و بیان ,
آخرین مطالب