تبلیغات
ادبیات فارسی - علم بیان (انواع تشبیه)
>
تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1388
نویسنده : مجتبی معروف

انواع تشبیه به صورت خلاصه، در یك جدول


 

اركان تشبیه

مشبه (انچه كه مانند می شود) شب

شبی چون چاه بیژن تنگ و تاریك

مشبه به (آنچه بدان مانند می كنند) چاه بیژن

وجه شبه (صفت یا وجه مشتركی كه بین مشبه و مشبه به وجود دارد.) تنگی و تاریكی

ادات تشبیه (واژه هایی كه شباهت را به وسیله آن نشان می دهند) چون

 

انواع تشبیه

ازجهت وجود و یا عدم ادات تشبیه

مرسل یا صریح

اگر در تشبیه ادات تشبیه ذكر شود   (شب سیاه بدان زلفكان تو ماند)

مؤكد

اگر ادات تشبیه حذف شود. (سودای تو آتشی جهان سوز  ـ  هجران تو ورطای خطر ناك)

به اعتبار وجه شبه

ذكر یا عدم ذكر وجه شبه

مفصل

اگر وجه شبه ذكر شود  (صحبت ابلهان چو دیگ تهی است ـ كه از درون خالی ، از برون سیهی است)

مجمل

اگر وجه شبه ذكر نشود  (همچو چشم سوزنی شكل دهانش ـ بسته زناری چو زلفش بر میانش)

بلیغ

اگر هم ادات تشبیه و هم وجه شبه حذف شود  (تو شبنمی، تو بهاری، سپیده سحری ـ تو عطر پونه عشقی، نشاط گل هایی)

به اعتبار مفرد یا مركب بودن  وجه شبه

وجه شبه مفرد

وجه شبه یك صورت ذهنی بیشتر نباشد.  ( من چو لب لاله شده خنده ناك  ـ  جامه به صد جای چو گل كرده چاك )

وجه شبه مركب

وجه شبه هیأتی مركب از چند صورت ذهنی باشد  «از امور متعدد تركیب یافته باشد» (سر از البرز بر زد قرص خورشید ـ چو خون آلوده دزدی سر زمكمن)

تشبیه تمثیل

تشبیهی كه وجه شبه آن مركب باشد.  (همیشه داغ دل دردمند من تازه است ـ  كه شب خموش نگردد چراغ بیماران)

به اعتبار حسی، عقلی و تخییلی  بودن  وجه شبه

وجه شبه حسی

وجه شبه از امور حسی (شنیدنی، دیدنی، چشیدنی، پسودنی، یا بوییدنی باشد.

وجه شبه عقلی

وجه شبه از عقلانی و كیفیات نفسانی باشد. (تو را به حاتم طایی مثل زنند خطاست ـ گل شكفته كه گوید به ارغوان ماند) سخاوت و بخشندگی

وجه شبه تخییلی

وجه شبه در دو طرف تشبیه  یا در یكی از طرفین خیالی و ادعایی باشد. (از غم و درد چون گل و نرگس ـ روز و شب با سرشك و با سهرم) گریندگی و بیداری در شاعر حقیقی و در گل و نرگس خیالی

به اعتبار طرفین تشبیه

به اعتبارمحسوس یا معقول بودن طرفین

محسوس به محسوس

مشبه و مشبه به از امور حسی باشند «حواس پنجگانه» ُ(در زلف چون كمندش ای دل مپیچ كانجا ـ سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت )

معقول به محسوس

مشبه از امور عقلانی و كیفیات انسانی ، مشبه به از امور حسی ُ (عمر   جام جم است كایامش ـ بشكند خرد پس ببندد خوار)

محسوس به معقول

مشبه از امور حسی ، مشبه به از امور عقلانی و كیفیات انسانی  (از بس كه كوته است و سیه زلف یار من ـ گویی كه عمر من بود و روزگار من)

معقول به معقول

مشبه و مشبه به هر دو از امور عقلانی و كیفیات انسانی   (خرد همچو جان است زی هوشیار ـ خرد را چنین خوار مایه مدار)

(تشبیه وهمی : تشبیهی كه مشبه به آن موجود و واقعی نباشد.)

به اعتبارمفرد (از یك صورت ذهنی)  یا مركب بودن (تركیب چند صورت ذهنی) طرفین

مفرد به مفرد

مفرد مجرد به مفرد مجرد

(مردگی كفر و زدگی دین است ـ هر چه گفتند مغز آن این است)

مفرد مجرد به مفرد مقید

(زیرها چون بیدلان مبتلا نالنده سخت ـ رودها چون عاشقان تنگدل گرینده، زار)

مفرد مقید به مفرد مجرد

گاه چون بحر ، طبعم (= طبع من)  اندر موج ـ گه چو خورشید ذاتم (= ذات من) اندر جوش)

مفرد مقید به مفرد مقید

دوش گفتی زتیرگی شب من  ـ  زلف حور است و رای اهریمن )

مفرد به مركب

مشبه مفرد مجرد یا مقید، مشبه به مركب  (اشك تو چون در كه بگذاری و برریزی به زر ـ اشك من چون ریخته بر زر همی برگ سمن)

مركب به مفرد

مشبه مركب  ، مشبه به مفرد مجرد یا مقید (با هم گل و سبزه و بنفشه ـ چون قوس قزح به رنگ الوان)

مركب به مركب

مسبه و مشبه به هر دو هیأتی مركب از چند صورت ذهنی (زشاخ درخت آنچنان می درخشد ـ كه پروین زبرج دو پیكر ، شكوفه)

به اعتبارتعدد طرفین

تشبیه ملفوف

چند مشبه با هم و چند مشبه به باهم كه به طریق لف و نشر باه ارتباط دارند. (آن نه زلف است و بناگوش كه روز است و شب است)

تشبیه مفروق

چند تشبیه كه هر مشبه و مشبه به كنار هم باشند. (زمین چو كام نهنگ و گیا چو پنجه شیر ـ سپهر چون دم طاووس و شب چو پر غراب)

تشبیه تسویه (مزدوج)

مشبه متعدد و مشبه به یكی  (روزگار من و زلف تو سیه همچو شب است ـ لب جانبخش تو و گفته من چون رطب است)

تشبیه جمع

مشبه یكی و مشبه به متعدد (ای ماه چو ابروان یاری گویی ـ یا نی، چو كمان شهریاری گویی **  نعلی زده از زر عیاری گویی ـ در گوش سپهر گوشواری گویی)

اقسام دیگر تشبیه

تشبیه معكوس یا عكس یا مقلوب

شاعر تشبیهی می آورد و بعد جای مشبه و مشبه به را عوض می كند. (شعر او چون طبع او هم بی تكلف هم بدیع ـ  طبع او چون شعر او هم با ملاحت هم حسن)

تشبیه مشروط (شرطی)

با شرط یا شروطی مشبه را به مشبه به مانند می كند. (ماهی، اگر ماه را زسرو بود قد ـ سروی اگر سرو را زماه بود بر)

تشبیه تفضیل

مشبه را به نوعی بر مشبه به برتری دهد (تو را گر چه مه گفتم، ای هور جنت ـ درون آی و بیرون بر از اشتباهم)

تشبیه اضمار (نهان، پنهانی، مضمر، ضمنی)

كلام را طوری می آورند كه گویی خیال تشبی ندارد.  (نرگس طلبد شیوه چشم تو، زهی چشم ـ مسكین، خبرش از سر و در دیده حیا نیست)

 

 

اغراض تشبیه

بیان امكان مشبه

مشبه به ظاهر عجیب و ناممكن باشد، با تشبیه آن به مشبه بهی كه در ممكن بودن آن شك و شبهه ای نیست، آن را ممكن و شدنی و پذیرفتنی جلوه دهند. (تو ای شه گر زجنس مردمانی ـ بود یاقوت نیز از جنس احجار)

بیان حال مشبه

به وسیله تشبیه چگونگی مشبه را آشكارا بیان كنند در صورتی كه حال مشبه به از پیش بر همه روشن باشد. (بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران ـ كز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران)

بیان مقدار حال مشبه در كمی و زیادی یا قوت و ضعف

مانند پنبه دانه كه در پنبه تعبیه است ـ اجرام كوهها نهان در میان برف (برف زیاد باریده است)

بیان شگفتی مشبه

صفتی شگفت را به وسیله تشبیه برای مشبه ثابت كنند (روی او ماه است اگر بر ماه مشك افشان شود ـ قد او سرو است اگر بر سرو لالستان بود)

تحسین و تعظیم مشبه

تن سیمینش می غلتید بر آب ـ چو غلتد قاقمی بر روی سنجاب

تقبیح و زشت جلوه دادن مشبه در چشم مخاطب

گوشت حدیث می شنود، هوش بی خبر ـ در حلقه ای به صورت و چون حلقه بر دری

 





موضوعات مرتبط: معانی و بیان ,
آخرین مطالب