تبلیغات
ادبیات فارسی - بحرهای اصلی در شعر فارسی (بحر رَجَـــــز)
>
تاریخ : شنبه 19 دی 1388
نویسنده : مجتبی معروف
رجز در لغت به معنی اضطراب و سرعت است این بحر را بدان جهت رجز خوانده اند که اکثر اشعار عرب که در شرح مفاخر پیشنیان و صفت مردانگی قوم عرب سروده شده است در این بحر است و در این هنگام آواز پریشان و حرکات تند است. اصل این بحر «مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن » رجز مثمن سالم می باشد.

شكل عروضی ( ــ ــ U ــ ) مستفعلن

زحافات این بحر عبارتند از:

1) زحاف طی: اسقاط حرف چهارم ركن مستفعلن را می گویند. (مُس تَف عِ لن ) بنابراین هجای بلند دوم به هجای كوتاه تبدیل می شود.

شكل عروضی ( ــ U U ــ ) مُستَعلن = مفتعلن  

هرگاه در این بحر، زحاف طیّ باشد به آن مطوی می گویند.

2) زحاف خبن: افتادن حرف دوم ركن را خبن می گویند. در این صورت هجای بلند اول به هجای كوتاه تبدیل می شود. (م س تف ع لن = مفاعلن)  در این صورت به آن مخبون می گویند

شكل عروضی (  U ــ U ــ ) مُتفعلن = مفاعلن  

3) مكفوف با شكل عروضی مستفعلُ (ــ ــ UU ) این شكل كاربردی ندارد و به این صورت تقطیع می شود.   ــ ــ U/U  مفعولُ/U

4) زحاف مقطوع با شكل عروضی  مفعولن ( ــ ــ ــ ): روبروی اركانی قرار می گیرد كه در آن ركن دو هجای كوتاه كنار هم باشند؛ به این صورتك

ــ | UU | ــ

ــ |  ــ  | ــ

5) منحور: وقتی از این ركن یك هجای بلند باقی بماند. (ــ)

-------------------------------------------

چند مثال:

ای یوسف خوش نام ما، خوش می روی بر بام ما

ای در شكسته جام ما، ای بر دریده دام ما

ــ ــ U ــ/ ــ ــ U ــ / ــ ــ U ــ / ــ ــ U ــ  

مستفعلن/مستفعلن/مستفعلن/مستفعلن (بحر رجز مثمن سالم)

----------------------------

سرو چمان من چرا، میل چمن نمی كند

همدم گل نمی شود، یاد سمن نمی كند

ــ U U ــ/ U ــ U ــ / ــ U U ــ / U ــ U ــ  

مفتعلن/مفاعلن/مفتعلن/مفاعلن (بحر رجز مطوی مخبون)

-----------------------------

آن كیست كز روی كرم، با من وفاداری كند

برجای بدكاری چو من، یك دم نكوكاری كند

ــ ــ U ــ/ ــ ــ U ــ / ــ ــ U ــ / ــ ــ U ــ  

مستفعلن/مستفعلن/مستفعلن/مستفعلن (بحر رجز مثمن سالم)





موضوعات مرتبط: عــــــــروض ,
برچسب‌ها: عروض ,
آخرین مطالب