تبلیغات
ادبیات فارسی - پیداست که نیست
>
تاریخ : سه شنبه 3 بهمن 1391
نویسنده : مجتبی معروف
دل ما پول کلان خواهد و پیداست که نیست
در جهان نیز همان باب دل ماست که نیست

محنت و رنج نمی خواهم و پیداست که هست
ثروت و گنج دلم خواهد و پیداست که نیست

گوشه خانه شبی فاطمه در دل می گفت:
هوسم شوهر دارا و تواناست که نیست

در همان دم سر پل شوهر او با خود گفت:
خواهش من ز خدا یک زن زیباست که نیست

فکر پوچ و دل سنگ و سر گچ بسیار است
مغز آگاه و دل و دیده بیناست که نیست

ابوالقاسم حالت




موضوعات مرتبط: طنز و سرگرمی ,
آخرین مطالب