تبلیغات
ادبیات فارسی - کار در آیینه عرفان
>
تاریخ : جمعه 13 بهمن 1391
نویسنده : مجتبی معروف

مقاله حاضر حاصل تلاش دوست و همکلاسی دروان کارشناسی ارشد جناب آقای احسان بلوری است در زمینه کار در آییه عرفان.

 
 نویسنده مقاله: احسان بلوری ـ کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی


چکیده
هدف تحقیق حاضر آن است تا نشان بدهد کار و فعالیت های اجتماعی ازچه جایگاهی دربین عارفان وصوفیان برخورداراست. آیا بزرگ مردان عرصه عرفان همانند بسیاری ازپیشه وران ، به کسب وکار اشتغال داشتند یا صرفاً نان نام خویش رامی خوردند؟
عارفان وصوفیان نامی اگر چه به برپایی مجالس وعظ وسماع و محافل مذهبی وعرفانی اشتغال داشتند اما اکثرشان اهل کاروتلاش بوده وبا اتکا برحرفه وپیشه ای خاص ، اسباب امرار معاش خویش وخانواده شان را فراهم می نمودند . درمقابل ، عدۀ بسیار کمی ازعارفان نیز وجود داشتند که تکیه بر موقوفات وهدایای مردم داشته وبه کسب وکاری اشتغال نداشتند . دوبعد کاروعرفان، که دروجود بسیاری ازعارفان زحمتکش وجود داشت باعث شده بود تا بسیاری از مردم و مریدانی که ازایشان تقلید می کردند، علاوه بر توکل به خداوند، به تلاش وکوشش وکسب روزی حلال بپردازند .
پژوهشگر ، به دلیل گسترۀ عرفان و ادبیات فارسی، به بررسی احوال واقوال عارفان، درسه قرن سوم، چهارم وپنجم ه.ق. پرداخته و کار و فعالیت های اجتماعی را در سخن و عمل آنها بررسی و تحلیل نموده است.
واژه های کلیدی: عرفان،کار،سخنان عارفان،زندگی عارفان.


متن مقاله در ادامه...

مقدمه
« لَیسَ لِلأنسانِ اِلّا ما سعی . برای انسان بهره ای جز سعی وکوشش اونیست » ( قرآن ، نجم : 39 ) .
کار وفعالیت درزندگی بشر نقش حیاتی دارد ودرطول تاریخ بشر همواره مباحثی درخصوص ارتباط بین نوع شغل وتعاملات اجتماعی افراد مطرح بوده است به نحوی که دربسیاری ازجوامع ملاک طبقه بندی افراد شغل وپیشه ای بوده که به آن اشتغال داشته اند . ازطرف دیگر تمام ادیان ومکاتب الهی به کاروتلاش برای کسب روزی به دیدۀ احترام نگریسته اند وآن را امری مقدس و ابزاری درجهت نیل به کمال بشر معرفی کرده اند .
کار، یکی ازمهم ترین وحیاتی ترین مسائلی است که درزندگی انسان وجوددارد ومردم در دوره های مختلف تاریخ خویش ، جهت بقای خود وخانواده هایشان به کاروفعالیت پرداخته واگر به تمام رسم ها وآیین ورفتارهای مردم ، در قرون گذشته وعصر حاضر نظر اندازیم ، مشاهده می کنیم که کار وتلاش دروجود بسیاری ازمخلوقات ، به خصوص انسان نهفته است ودرتمام دوران زندگی بشر نمود داشته است ، به طوری که نشانه های ارزشمند وماندگاری که از فعالیت بشر به جای مانده است امروزه خودرا درقالب تمدن وپیشرفت نشان می دهد که همگی نشان از فعالیت نوع بشردر تمام اعصار دارد.
پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:((گوارا ترین غذای مردم همان است که از کار و کوشش خود به دست می آورد.)) (ولایی،17:1378).
این تحقیق درپی شناخت مفهوم کار از دیدگاه عارفان است که ضمن آن سعی می شود تلقی عارفان ازکارومیزان اثر گذاری این مفهوم درزندگی مادی ومعنوی آنها نیز بررسی شود . ضمناً علاوه بر مباحث نظری ، شیوۀ عملی که عرفا درزندگی اجتماعی خویش درپیش گرفته اند مورد کاوش قرار خواهد گرفت .
« اگر انسان بخواهد استعدادهای درونی خویش راشکوفا کند وبه خواسته ها وآرمانهایش جامۀ عمل بپوشاند ، ناگریزباید ازمرحلۀ فکر فراتر رفته وبه مرحلۀ عمل گام بگذارد زیرا اندیشۀ خیر داشتن خودبه خود موجب تحقق نیکویی وخیر نخواهد بود، بلکه عامل اصلی وبنیادی درتحقق هراندیشۀ خیر، کاروکوشش است»
( ولایی ، 1387 : الف ).
دردین مبین اسلام ، به عنوان کامل ترین وآخرین دینی که خداوند برای هدایت بشریت فرستاده است ، کاروکارگر اهمیت ویژه ای دارد ، درقرآن وروایات واحادیث اسلامی نیز به مطالب مهمی دراین زمینه اشاره شده است که ذکر آن ها نشان ازتوجه اسلام به مسأله کاروقشرزحمتکش کارگردارد. درتاریخ نقل شده است که پیامبر اکرم ( ص) وائمۀ اطهار (ع) برای امرار معاش خود به مشاغلی مانند کشاورزی ، باغبانی، شبانی و... مشغول بوده اند وازاینکه به این کارها بپردازند، هیچ ابایی نداشته اند. به عنوان نمونه : « ... هنگامی که قریشیان ویهودیان مدینه برای هجوم به مدینه همدست شده بودند، پیامبر اکرم (ص) به پیشنهاد سلمان فارسی دستور کندن خندقی رادراطراف شهرداد وخود نیز به کار پرداخت وخاک ها را درجای دیگر می ریخت.هم چنین ایشان درزمان ساخت مسجد مدینه، نیز خود خشت ها راحمل می کرد ومانند اصحاب خویش درکار ساخت وساز مسجد زحمت می کشید وعرق می ریخت وزمانی که برخی اصحاب ازایشان می خواستند که کارها رابه آن ها واگذارکنند، ایشان فرمود: بهترین مردمان کسی است که هنگام انجام هرکاری ، همۀ کوشش وتلاش خویش رابه کارگیرد » ( شهیدی، 1386 : 48 )
درجهان کنونی که اکثر مفاهیم مطرح درزندگی بشر ازساختار پیچیدۀ جوامع مدرن تأثیر پذیرفته ودچار تحول شده اند، کارواشتغال نیز به عنوان یکی از مباحث بنیادین درزندگی بشر، توجه زیادی رابه خود جلب کرده است . بنابراین دیدگاههای متفاوت وگاه مغایری درمورد آن مطرح می شود که هریک ، طرفداران ومخالفانی دارد. اما موضوع کار چون درارتباط مستقیم بانیروی انسانی است ونیروی انسانی موتور محرک پیشرفت جوامع مختلف محسوب می شود ، لذا لازم است که مورد توجه خاص برنامه ریزان قرار گیرد . دراین خصوص کشورما با پیشینه دینی وفرهنگی خاص خود ظرفیت فراوانی برای معرفی اینگونه مفاهیم به نسل جوان وبه طور کلی بشر امروز دارد ، به نحوی که می تواند راهنمای آنان دریافتن مسیر صحیح درآینده باشد .
دراین خصوص مکتب عرفان ( با مفاهیم عمیق وبلندش) می تواند نقش برجسته ای ایفا کند.زیراازیک طرف بحث عرفان وعرفا درجامعۀ امروز بااقبال عمومی مواجه شده است وازطرف دیگر عرفان گاهی معادل دنیاگریزی وعزلت گزینی تعبیر می شود به نحوی که تصور می رود هیچ تناسب وسنخیتّی باکار، اشتغال، اقتصادوپیشرفت نداشته باشد.
بنابراین بررسی مفهوم کاردرمکتب عرفان وزندگی عرفا ازدوجنبه دارای اهمیت است. ازیک طرف با شناسایی ومعرفی مفهوم کار ازدیدگاه عرفا می توان از ظرفیت موجود درعرفان برای جذابیت بخشیدن به بحث کارواشتغال بهره جست وازطرف دیگر ازمکتب عرفان وسیروسلوک عرفا ابهام زدایی کرد . ضرورت چنین کار پژوهشی زمانی بیشتر روشن می شود که ارتباط عرفان با مفاهیم وعقاید دینی درکانون توجه قرار گیرد.
اگر خواسته باشیم شمّه ای ازمطالب پژوهش رادراین قسمت ذکر کنیم می توانیم بگوییم که: عارفان وصوفیان قرون سوم تا ششم هجری قمری ، همانند دیگر صوفیان وبزرگ مردان عرصه عرفان ، درکنار مجالس وعظ وسماع، که برای راهنمایی مردم ومریدان برگزار می کردند، به کار وفعالیت های روزانه نیز می پرداختند و مایحتاج خویش وعیال و فرزندان خودرا ازطریق پرداختن به کسب وکارو حرفه ای تأمین می نمودند، که می توان برای نمونه از عارفان وصوفیانی چون : سری سقطی ، ابوحفص حداد، شبلی، شیخ ابوالحسن خرقانی و... اشاره نمود. درکنار این گروه از عارفان ، گروه دیگری نیز وجود داشته اند که خود شخصاً به کار وحرفه ای مشغول نبوده اند، اما به این مهم توصیه می نمودند.گروه آخر،صوفیان و عارفانی بودند که توجه مردم و سالکان را به رزاقیت خداوند جلب نموده و روزی ده اصلی را خدا می دانستند، لذا به کار وتلاش جهت برآوردن روزی دست نمی زدند ودر لباس صوفیان به تکدی گری می پرداختند.

کار و اهمیت آن در زندگی اجتماعی
انسان موجودی نیازمند است و بقای او بستگی به حرکت در راستای رفع نیازها دارد . به این منظور انسان باید کار کند . به عبارت دیگر ، حرکت در جهت رفع نیازهای متنوع بشری عامل و انگیزه اصلی کار کردن اوست . اما کار چیزی فراتر از وسیله ای برای رفع نیازهای مادی است.
کارعلاوه بر نقشی که در رفع نیازهای مادی بشر دارد ابزار مهمی برای ارضای نیازهای روانی و معنوی نیز می باشد . کار بخش اصلی زندگی اکثر افراد را تشکیل داده و اغلب به مثابه نماد ارزش شخصی تلقی شده است و پایگاه اجتماعی فرد را می سازد،پاداش اقتصادی را درپی داردونشانه ی اعتقاد مذهبی محسوب می شود.
به علاوه کار ابزاری برای درک توانایی های خویشتن است . و موجب شکوفایی استعدادها، تکوین شخصیت افراد و تجلی حقیقی و عینی اراده و خواست و ارزش های انسان می شود.
در این جا لازم است مفاهیم مرتبط با موضوع که برای درک ساختار تحقیق ضروری اند تعریف شود . لذا در این مبحث مهم ترین واژگان این تحقیق تعریف می شود .
کار :
آنچه در این جا مد نظر است تعریف کار به عنوان شغل، حرفه و پیشه است و یک تعریف تقریباً جامع که می توان در مورد آن ارائه داد این تعریف است:
(( کار مجموعه ی اعمالی است که انسان به کمک مغز ، دست ، ابزار و ماشین ها برای استفاده عملی از ماده روی آن انجام می دهد و این اعمال نیز متقابلاً بر انسان اثر می گذارد و او را تغییر می دهد . ))
( توسلی ، 1375 : 8 ) .
در این جا تعریف تقریباً جامعی در مورد کار ارائه می شود :
(( کار به معنی تلاشی است که انسان ها جهت تولید کالا یا ارائه خدمتی انجا م می دهند و از این طریق یک یا تعدادی از خواسته های سایر همنوعان خویش را ارضاء کرده و خود نیز از نظر مادی و معنوی ارضاء می شود . این تلاش ممکن است به صورت فکری ، یدی یا ترکیبی از هر دو باشد . )) ( ارشاد ، 1380 : 12 ) .
پس کار می تواند هر کوشش فکری یا ذهنی هدفمند و جهت دار باشد که هدف غایی آن ارضای تمایلات انسانی و یا دستیابی به کلید آمال مادی و غیر مادی انسان است . کار نه تنها عامل رفع نیازهای جسمی است بلکه باعث ارضای امیال روحی و فطری بشر از جمله : میل به توجه ، میل به شناخته شدن ، یاری همنوع و ... نیز می شود.درکناراین مواردجایگاه و طبقه فردرا درجامعه مشخص می سازد وبه انسان شخصیت اجتماعی می دهد .
عرفان :
(( عرفان ، معرفتی است مبتنی بر حالتی روحانی و توصیف ناپذیر که در آن حالت برای انسان این احساس پیش می آید که ارتباطی مستقیم و بی واسطه با وجود مطلق یافته است . این احساس البته حالتی است روحانی ، ورای وصف و حد ، که در طی آن عارف ذات مطلق را نه به برهان ، بلکه به ذوق و وجدان درک می کند . )) ( زرین کوب ، 1369 :10 ) .
عارف :
با توجه به تعریف عرفان، عارف را می توان اینگونه تعریف کرد: «عارف کسی است که برای رسیدن به حق و حقیقت بر طبق استعداد خود آگاهی حاصل می نماید و تفاوت اینان با حکما این است که تنها گرد استدلال عقلی نمی گردند، بلکه با وجود تصدیق آن، به یک مرحله ای که فوق آن است قایل هستند و آن را مرحله شهود می نامند، و می گویند پس از آن که نفس از مقام حس و عقل و برهان صعود کند می تواند با ممارست معنوی و معراج روحانی به مقام بالاتری ترقی نماید و حقایقی را بدون یاری برهان و حس دریابد و مشاهده کند.» (جامی،(بی تا):20).
اهمیت کار در اسلام :
اهمیت عمل در حیات انسان و توجه به کار جهت تامین سعادت دنیوی و اخروی ، در بیان قران کریم ، دارای اهمیت ویژه ای است که به نمونه هایی از آن اشاره می شود.خداوند در سوره مبارکه کهف ، آیه 7 می فرماید:
« اِنّا جَعَلناهُ ما عَلَی الأرضِ زینَهً لَهّا لِیَبلُوَهُم أیُّهُم أحسَنُ عَمَلاً ،ما آن چه را که در زمین است ، زینت و پیرایه مردم قرار دادیم تا آن ها را مورد آزمایش و ابتلا قرار داده ، افرادی را که در عمل و کردار بهترند ، مشخص کنیم . )) ( قرآن ، کهف : 7 ) .
علاوه بر آیات قرانی ، احادیث و سیره عملی پیامبر اکرم ( ص ) نیز نشانه ای از اهمیت کار و شغل در دین مبین اسلام است . از جمله حضرت محمد در مورد کسب حلال و تلاش برای دستیابی به روزی خانواده فرمودند :
((کسی که برای زندگی و مخارج اهل و عیال و پدر و مادرش کوشش می کند همانند مجاهد در راه خداست.)) (ولایی،298:1378). در جای دیگر می فرمایند: ))نزد خدا محبوب تر از بنده ای که از دسترنج خود بخورد وجود ندارد.)) (همان:304).
(( با نگرش به تاریخ و ادیان و سیره ی انبیاء الهی و معصومین ، به این واقعیت مهم می رسیم که در طول قرون متمادی ، هادیان بشر علاوه بر نقش بزرگ رسالت و هدایت ابنای بشر ، در کنار آن مسئولیت سنگین ، به امر اشتغال و کارگری مشغول بودند ، تا بتوانند معشیت و اقتصاد خانواده، و جامعه را به پویایی و کمال برسانند .(ولایی،8:1378).
کار در زندگی عارفان
همانطور که در مقدمه تحقیق اشاره شد قسمت اعظم عارفان و صوفیان به کسب وکار جهت تامین مایحتاج خود و خانواده خویش می پرداختند ودر مقابل، گروه اندکی عبادت و توکل را بر کار کردن و تلاش نمودن ترجیح می دادند که در این جا به چند نمونه از زندگی این عارفان و صوفیان اشاره می کنیم:
ابراهیم ادهم
یکی از عارفان نامی و بزرگ که به امر کسب و کار اهمیت می داده ابراهیم ادهم است « ... ابراهیم ادهم مدتی درنیشابور ساکن بود.آنجا گوشه ای برای عبادت انتخاب کرده بود ونُه سال تمام آنجا ریاضت می کشید روزهای پنج شنبه بالای غار می آمد وپشته ای هیزم جمع می کرد وهنگام صبح به نیشابور می برد ومی فروخت ونماز آدینه با جماعت می گزارد وبا پول آن هیزم ، نان می خرید؛ نیمی ازآن را به درویشی می داد وبا نیمی دیگر تا پنج شنبه هفتۀ بعد به قناعت روزگار می گذراند وبه عبادت وریاضت مشغول می شد» ( ثروتیان ، 1385 : 107 ) .
پس ابراهیم ادهم تنها به عبادت خویش نمی اندیشیده است بلکه به فکر روزی وکسب وکار خویش نیز بوده است ودرهمین حال به فکر یاری رساندن به دیگران نیز بوده است .
ابونصر سراج
سراج در لغت یعنی : زین ساز ، زین فروش و زین گر . این معنی ممکن است ارتباطی با شغل سراج داشته باشد. اطلاعاتی که از ابونصر سراج در اختیار ما است بسیار اندک بوده و در مورد زندگی و سخنان وی کمتر اشاره ای در متون قدیمی یافت می شود ، لذا گمان می رود ابونصر سراج بر طبق معانی نامش به حرفه پالان دوزی اشتغال داشته است. دکتر سجادی نیز در مبانی عرفان وتصوف به این نکته اشاره دارد: ((قبر ابو نصر سراج در طوس است و به احتمال قوی، در جنوب شرقی مشهد نزدیک صحن آستان قدس رضوی در اول ((پایین خیابان)) مقبره معروف به ((پیر پالان دوز)) باید قبر همین ابونصر سراج باشد، زیرا پالان دوز ترجمه سراج است.)) (سجادی،80:1372).
امام محمد غزالی
« حجت الاسلام ابوحامد محمد بن محمد غزالی طوسی ، دانشمند معروف قرن پنجم هجری قمری ، ازبزرگان علمای شافعی مذهب است که به تصوف گراییده وازصوفیه شمرده شده است . وی درسال 450 ه.ق. درطابران طوس به دنیا آمد؛ پدرش مردی صالح وپرهیزگار وبی سواد ودارای پیشه بافندگی بود.» ( سجادی ، 1372 : 98 ) .
« وی درادبیات وفقه وحدیث وکلام وجدل وخلاف استاد بود. چون امام الحرمین ( یکی از اساتید معروف غزالی ) در 478 ه.ق درگذشت ، غزالی درلشکرگاه نیشابور به خدمت خواجه نظام الملک متوفی 485 ه.ق رسید وآن وزیر که آوازه شهرت علمی غزالی راشنیده بود ، منصب تدریس رادرنظامیه بغداد –که مقام والای علمی بود –به او محول کرد واوچهار سال ( از 484 تا 488 ه.ق ) درآن جا به کارتدریس وخطابه ووعظ ومناظره اشتغال داشت وشهرت وجاه وجلال وعزت فوق العاده کسب کرد.» ( همان : 99 ) .
با یزید بسطامی
با یزید بسطامی اگر چه یکی از عارفان و صوفیان بنام قرن سوم است و باید بر طبق تعالیم صوفیه به جهد و تلاش و کسب معاش بپردازد ، لکن رفتارهاو سخنانی از وی مشاهده می شود که مطلب فوق را نقض کرده و او را تبدیل به شخصیتی می کند که رزق و روزی را فقط از درگاه خداوند ، آن هم بدون تلاش و کوشش، خواهان است . دلیل بر این ادعا ، مطالبی است که عطار در تذکره الاولیاء آورده است :
(( نقل است که شیخ در پس امامی نماز می کرد . پس ، امام گفت : یا شیخ ! تو کسبی نمی کنی، و چیزی از کسی نمی خواهی ، از کجا می خوری ؟ شیخ گفت : صبر کن تا نماز قضا کنم . گفت:: چرا ؟ گفت : نماز از پس کسی که روزی دهنده را نداد ، روا نبودکه گزارند . )) ( نیکلسون ، 1384 : 162 ) .
این مطلب نشان دهنده این است که با یزید بسطامی اهل کسب و کار نبوده است و علاوه بر آن در جایی دیگر جهد و کسب را به کلی نقص می کند : (( پس گفت : به جهد و کسب هیچ حاصل نتوان کرد ؛ و این حدیث که مراست پیش از هر دو کون است لکن بنده ی نیکبخت آن بود که می رود ، ناگاه پای او به گنجی فرو می رود و توانگر می گردد . )) ( همان : 164) .
بایزید در جایی دیگر نیز اینگونه می گوید : (( حیات در علم است ، و راحت در معرفت ،و رزق در ذکر». ( همان :176 ) .
البته باید بدانیم سخنانی نظیر آنچه بایزید گفته است ناظر بر این است که باید رازق اصلی را خدا بدانیم وگر نه خداوند خود بندگان را به کار دستور می دهد.
خواجه عبدالله انصاری
آن گونه که از شواهد امر پیداست هم خود خواجه وهم پدرش ، هردو به کسب وکار وفعالیت مشغول بودند . شغل خواجه ، همانند بسیاری دیگر ازعارفان وصوفیان نامی ، تدریس بوده واین کاررا تا پایان عمر خویش ادامه می داده است . زرین کوب دربارۀ شغل خواجه عبدالله انصاری می گوید :« درمراجعت به هرات اوقاتش غالباً مصروف عبادت ویا مشغول درس ووعظ بود. تدریس وی بیشتر عبارت بود از تفسیر قرآن ، واین کار تا پایان عمر شغل عمدۀ اوبود.» ( زرین کوب ، 1367 : 73 و74 ) .
شیخ ابوسعید ابوالخیر
ابوسعید ابوالخیر عارف مشهور وبزرگ قرن پنجم ، درمیهنه خاوران به دنیا آمده وپدرش به شغل عطاری مشغول بوده است. با توجه به شواهد ومدارک موجود ، این عارف بزرگ وفرزانه برای برآورده نمودن مایحتاج خودوزن وفرزندانش به کارمشغول بوده است امابه گفته خودش هرچه قدر تلاش وکوشش می کرده ،بازهم به طور شایسته نمی توانسته نیازهای خود و خانواده اش را مرتفع کند.« نقل است که ریاضت شیخ سخت بود چنانکه آن وقت که نکاح کرده بود وفرزندان پدیدآمده، هم درکار بود تا به حدی که گفت: آن چه مارامی بایست که حجاب به کلی مرتفع گردد وبت به کلی برخیزد حاصل نمی شد.»
( استعلامی ،1363 : 806 ).
کار در سخنان عارفان
یکی ازعواملی که سازنده فرهنگ کاری بوده وتأثیر بسزایی دروضعیت کاری جامعه دارد توجه به اقوال واحوال بزرگ مردانِ عرصه علم وادب وعرفان است . اگر مرور کلی درزندگی مردم درتمام اعصار وقرون بیندازیم می بینیم که انسان ها ازیکدیگر تأثیرات بسیار زیادی درزمینه های مختلف زندگی می پذیرند . بسیاری ازسخنان عالمان وعارفان راهگشای عده زیادی ازمردم درحیطۀ کار وزندگی بوده وبالعکس بسیاری ازاین اقوال انسان ها رابه بیراهه می کشانیده است. لذا جهت آشنایی و بهره جستن از این سخنان، در این بخش به بیان نمونه هایی از سخنان عارفان و صوفیان بزرگ درباره کار پرداخته می شود:
شیخ ابوالحسن خرقانی رزق و روزی را فقط از جانب خدا می داند و عموم خلق را در این زمینه عاجز و ناتوان می شمارد . وی معتقد است انسان باید برای به دست آوردن رزق دست نیاز به سوی دیگر مخلوقات دراز نکند و روزی خود را از پروردگار عالمیان بجوید ، و لازمه ی این امر را جز کار کردن و تلاش نمودن نمی داند . (( و گفت : تا به یقین ندانستم که رزق من بر اوست ، دست از کار باز نگرفتم ، و تا عجز خلق ندیدم ، پشت بر خلق نیاوردم .» (نیکلسون،640:1384).
امام محمد غزالی می فرماید : (( چون دنیا منزلگاه زاد آخرت است و آدمی را به قوت و کسوت حاجت است ، و آن بی کسب ممکن نیست و باید که آداب کسب بشناسد ، که هر که همگی خویش به کسب دنیا دهد بدبخت است ، و هر که همگی خویشتن به آخرت دهد و توکل کندنیکبخت است، و لکن معتدلترین آن است که هم به معاش مشغول باشد و هم به معاد ، و لیکن باید که مقصود، معاد باشد و معاش برای فراغت اسباب معاد باشد . )) ( غزالی 1375 :324).
سری سقطی می گوید : (( یا جوانان کار به جوانی کنید پیش تا به پیری رسید . ))
( فروزانفر ، 1345 : 147 ) .
ابوعلی رودباری می گوید : (( صوفی پسِ پنج روز اگر گوید گرسنه ام وی را به بازرا فرستید تا کسب کند . )) ( فروزانفر ، 1345 : 148 ) منظور و مفهوم این سخن این است که انسان به سبب فشاری که گرسنگی بر او وارد می کند به ناچار به دنبال کسبی و روزی ای می رود . این سخن مبین یکی از حالات و اعتقادات صوفیه به نام (( مجاهده )) است و معنی آن این است که صوفی یا عارف باید برای به دست آوردن کسب حلال و فراگیری علوم جهد و تلاش بسیار انجام دهد .
مولانا جلال الدین این بزرگ مرد عرصه عرفان در مورد کسب وکار می فرماید: « ترک اسباب و بیکار نشستن و دنبال کسب و کار و زراعت و پیشه نرفتن جهل است ، پس باید به خداوند توکل کرد و به کسب و کار پرداخت .» ( سجادی ، 1372 :29).
در میان عارفان کسب و کار در صورتی ارزش دارد که مایه به دست آوردن روزی حلال گردد . چنانکه ابراهیم ادهم نیز در این رابطه می گوید : (( مثل بزرگان کار کن ، از حلال در آور و نفقه ی عیال کن )) ( سراج ، 1382 :233 ) .
نتیجه گیری
طی تحقیقات وکاوش هایی که از زندگی عارفان وصوفیان قرن سوم تا ششم ه.ق. به عمل آمد، به طور کلی مشخص گردید که درحدود نود درصد عارفان وبزرگ مردان عرصه تصوف ، به کار وتلاش وفعالیت جهت امرار معاش می پرداختند .
عارفان وصوفیان این قرون را می توان به طور کلی به سه دسته اصلی تقسیم نمود:
دسته ی اول : عارفان وصوفیانی که اهل کسب وکار بودند.
دسته ی دوم:عارفانی که باحرفه خاصی اشتغال نداشتند اما به کارکردن وتلاش نمودن ، سفارش می کردند.
دسته ی سوم : عارفانی که نه تنها اهل کار نبودند بلکه مردم را نیز از کارکردن وتلاش نمودن جهت امرار معاش ، منع می کردند .
دسته ی اول خود، به دوگروه تقسیم می گردد:
گروه اول : عارفانی که نام ولقب آن ها، خود بیانگر حرفۀ آن ها بوده است، مانند: ابوبکر صابونی، ابوبکر قفّال ( قفل ساز) ، ابوصالح دندانی ( خلال دار) ، ابوالعباس قصاب، ابوعبدا... کرّام ( نگهبان باغ های انگور (کرم ) ، احمد عدنی باف، سری سقطی، خیر نساّج و...
گروه دوم : عارفانی که نام وآوازۀ آن ها نشان از پیشه ی آن ها نداشته وهرکدام به شغلی خاص ، اشتغال داشتند ، مانند : ابراهیم ادهم ، جنید بغدادی ، ابن خفیف شیرازی، ابواسحق کازرونی، بشر حافی، ابوحفص حداد، ابوسعید ابوالخیر و...
دراین میان اشخاصی چون ابو علی دقاق نیز وجود داشته اند که بر خلاف تصور ، شغل و حرفه ای که از نام آنها استنباط می شود به پدرشان نسبت داده شده می شده است و خود به آن کار اشتغال نداشته اند .دسته ی دوم که به آن اشاره شد عارفان وصوفیانی بودند که به کار و حرفه ی خاصی اشتغال نداشته اند و در متون تاریخی نیز به این موضوع اشاره نشده بود، اما همگی این عارفان ، در مجالس وعظ و سماعی که برای ارشادوراهنمایی مردم بر پا می داشتند،به امر کسب و کاروبه دنبال روزی رفتن سفارش می نمودند. از جمله ی این عارفان می توان به : ابو سلیمان دارانی ، ابو حامد بلخی ،حارث محاسبی ، سهل بن عبدالله تستری و ابونصر سرّاج اشاره نمود .
دسته ی سوم عارفان وصوفیانی بودند که نه تنها خویشتن را در کار نمی افکندند ، بلکه مردم و مریدان خویش را نیز از پرداختن به این مهم ، باز می داشتند .اکثر این عارفان فقط اعتقاد بر توکل داشتند و رزق و روزی را از درگاه پروردگار،آن هم بدون کار و تلاش می طلبیدند.از جمله ی این عارفان می توان به محمد بن کرام،(مؤسس فرقه کرامیه ) ، بایزید بسطامی و ذاالنون مصری اشاره نمود . این گروه کسب وکار را انکار می کردند ودر لباس صوفیانه به تن پروری می پرداختند و همه چیز، حتی روزی را از درگاه خداوند طلب می کردند. نمونه بارز این عارفان و صوفیان، پیروان فرقه کرامیه هستند که از بنیانگذار فرقه، یعنی محمدبن کرام پیروی می کردند.
البته قابل ذکر است که در این پژوهش ، منظور از کار ، اشتغال برای کسب روزی و امرار معاش می باشد، و سخنانی نظیرآن چه بایزید گفته است ناظر بر این است که باید رازق اصلی را خدا بدانیم ، و گر نه خداوند خود بندگان را به کار دستور می دهد . چنانکه مولوی می گوید :
(( گر توکل می کنی در کار کن کشت کن پس تکیه بر جبّار کن)) (بلخی،51:1371).
در میان حرفه هایی که عارفان و صوفیان به آن اشتغال داشتند ، حرفه های پر درآمدی چون بازرگانی و تجارت ، امیری شهرو قضاوت نیز وجود داشته است که عارفانی چون ابو عمرو حسکویه ، شبلی ( امیر دماوند ) ، علی محتسب و عین القضاةهمدانی به آن اشتغال داشته اند .
در مقابل این گروه از عارفان و صوفیانی که به مشاغل پردرآمد سرگرم بودند، عارفانی همچون ابوالحسن خرقانی نیز وجود داشتند که به مشاغل سخت وکم درآمد اشتغال داشتند ، مثل شغل "خرکچی یاچارواداری" که ابوالحسن به آن مشغول بود.
همان طور که امروز نیز شاهد آن هستیم ، درتمام جوامع ، درکنار مشاغل بازاری وصنعتی ، مشاغل فرهنگی نیز وجود دارد که این حرفه ها ازدیرباز تاکنون اعتبار خودراازدست نداده وچه بسا پررنگ تر وبارزتر شده است . کارهایی چون تعلیم وتدریس ، درمیان عده ای ازعارفان وصوفیان بنام، رواج داشته وآن ها ازاین طریق ارتزاق می نمودند . عارفان وبزرگ مردانی چون: امام محمد غزالی ، احمد غزالی ، خواجه عبدالله انصاری ، ابوالقاسم قشیری و امثال این ها ، به امر تدریس وتعلیم مردم درنظامیه ها ومدارس اشتغال داشتند.
پس می بینیم که تنوّع کاری وفواصل طبقاتی ، درتمام اعصاروقرون وجودداشته وهرکس بنا به استعدادی که دارد به شغل وحرفه ی خاصی اشتغال پیدا می کند. آن چه محرز ومشخص است این است که ، کار لازمه ی بقای انسان درطول زندگی است، وهمان گونه که دراین پژوهش مشاهده کردیم اکثر عارفان و صوفیان به کاروتلاش جهت تأمین مایحتاج زندگی خویش ، مشغول بودند. کار جزء جدایی ناپذیر زندگی بشربه شمار می رودوحاصل ونشانه های آن ،تمدن وپیشرفت کنونی است.
سخن آخر این که،انسان می تواندبااستفاده ازسخنان والگو قرار دادن زندگی این بزرگ مردان عرصۀ عرفان وتصوف ، روزنه ای روبه پیشرفت وتلاش وفعالیت ، پیدا کرده وبا توجه به تعالیم خردمندانه ی این عارفان ، گام درمسیری بنهد که هم سعادت وپیشرفت دنیوی را به دست آورد وهم ازبرکات ولذات اخروی بهره مند گردد.

فهرست منابع و مآخذ
1)قرآن کریم،(1375).قم:نشر الهادی.
2)ارشاد، فرهنگ.(1385).کار وروابط آن.تهران:شهرآشوب.
3)توسلی،غلامعباس.(1375).جامعه شناسی کار وشغل.تهران:سمت.
4)ثروتیان،بهروز.(1385).اولیاء ذکر در تذکرةالالیاء عطار.تهران:امیر کبیر.
5)جامی،عبدالرحمن بن احمد.(بی تا).نفحات الانس من حضرات القدس.تصحیح مهدی توحیدی پور.کتاب فروشی محمودی.
6)زرین کوب،عبدالحسین.(1367).جستجو در تصوف ایران.تهران:امیر کبیر.
7) (1369).ارزش میراث صوفیه.چاپ ششم.تهران:سپهر.
8)سجادی،سید ضیاءالدین.(1372).مقدمه ای بر مبانی عرفان و تصوف.تهران:سمت.
9) طوسی،ابونصر سراج.(1382).اللمع فی تصوف.ترجمه دکتر مهدی محبتی.تهران:اساطیر.
10)شهیدی،فرزان.(1386).اهمیت کار وکارگر در اسلام.تهران:آگاه.
11)فروزانفر،بدیع الزمان.(1345).ترجمه ی رساله قشیریه.تهران:بنگاه ترجمه ونشر کتاب.
12)عطار، فرید الدین.(1384).تذکرةالالیاء. تصحیح رنلد الین نیکلسون. تهران:علم.

13)ولایی،عیسی.(1378).کار در منابع اسلامی. تهران:موسسه ی کار وتامین اجتماعی.


منبع: پایگاه اطلاع رسانی سوغات نیوز




موضوعات مرتبط: مقالات ,
آخرین مطالب