تبلیغات
ادبیات فارسی - پاسخ ها: (2) عشق عذرا
>
تاریخ : یکشنبه 22 آذر 1394
نویسنده : مجتبی معروف

2)منظور از عشق عذرا چیست؟ این نوع عشق در کدام منظومه یا منظومه‌های فارسی مطرح است؟

بسیار سخت است که بتوان درباره عشق تعریف و تقسیم بندی روشنی ارائه داد. در یک تقسیم بندی، سه‌گانه‌ای برای عشق در نظر گرفته‌اند. عشق مجازی (مبتنی بر تن، وصال)، عشق عذرا (مبتنی بر خیال، فراق)، عشق حقیقی (خارج از عشق انسان به انسان).

امّا عشق عذرا: حب عُذری یا عشق منزّه زمینی، برترین و متعالی‌ترین گونة عشق مجازی یا همان عشق میان دو جنس مخالف و صورت تکامل یافتة عشق افلاطونی است. در این کمال‌گرایی، هیچ گونه تمتّع جسمانی به چشم نمی‌خورد. ایجاد این عشق به منزلة دفاعی از ماهیت زن و عشق ورزی به او تلقّی می‌شد. این عشق، پاک و منزّه پرورده می‌شود و تا واپسین لحظات مرگ، روح و جان دلباخته را می‌نوازد. عشق توأم با عفّت، پیش از ولادت عشّاق در نهاد آن‌ها سرشته شده و پس از مرگ نیز ادامه خواهد داشت. بنابراین دیدار و وصال عاشقان موکول به روز واپسین است.

با وجود مشابهتی که از نظر بی‌آلایشی و دوری از تمتّع جسمانی، بین این دو عشق (افلاطونی و عُذری) هست، تفاوتی آشکار نیز با یکدیگر دارند. زیر عشق عُذری عشق طبیعی است، حال آن‌که عشق مطلوب و مورد نظر افلاطون عشق مذکّر است، و وی عشق طبیعی را بی‌ارزش می‌شمارد و آن را کار زناکاران و هرزگان می‌داند. در نتیجه می‌توان گفت: «حبّ عُذری عشقی است انسانی، زیرا خدای یکتای غیر ممازج با کاینات، منزّه از عاطفة خاکیان فانی است.»

از لحاظ ماهیّت تاریخی، عشق عُذری به قبیلة بنی عذرا که در مرزهای یمن زندگی می‌کردند، متعلّق است. بنا بر نظریة هلاکت عشق، آنان می‌پنداشتند هر کس بسیار عشق بورزد، می‌میرد. پس بسی نیکو است که این مرگ توأم با عفّت و پاکی باشد. هانری کربن در کتاب تاریخ فلسفة اسلامی قبیلة بنی عُذره را قبیله‌ای افسانه‌ای می‌داند. این نیز ممکن است که عنصر عُذری وجود نداشته باشد. آن‌چه مبرهن است مردن از عشق در این قبیله است. این شهادت بیش از معشوق، برای عاشق مایة فخر و مباهات است.

عشق عُذری در اصل عشق طبیعی بوده که بعدها لذّت جویی جسمانی و نفسانی در آن ممنوع شده است.

مهم‌ترین ویژگی‌های این عشق با نگاهی اجمالی عبارتند از:

ـ قداست عشق

با وجود این‌که عشق عُذری میان دو انسان از جنس مخالف صورت می‌گیرد، امّا این محبّت از چنان قداستی برخوردار است که می‌توان به وضوح جلوه‌های خاصّی از عرفان را در آن یافت. معشوق برای عاشق یکتا و بی‌همتا است و عاشق جز او به هیچ کس مهر نمی‌ورزد:

 

شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی‌همتا


 

تو را عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد
                                 (دیوان حافظ)

ـ عفّت و آزرم

بارزترین ویژگی این نوع عشق، پاکی آن است.

ـ عدم وصال

این عشق بر مبنای فراقی ابدی شکل گرفته است. دربارة ارتباط فراق و علّت ایجاد این عشق گفته‌اند: غم غربت شاید سبب اصلی پیدایش عشق عذری است.

ـ شهادت برای عشق

پایان عشق عذری جز مرگ نیست. همة عشّاق عُذری به این سرنوشت دچار شده‌اند

از آن‌جا که شیواترین عنصر بیان عشق، غزل است، نشانه این عشق در آغاز از سرایش غزلیات بدوی نشأت گرفت. غزل بدوی در عصر بنی‌امیّه رواج یافت که زادة طبع شاعران عُذری است. معروف‌ترین این شاعران که به قبیلة بنی عُذره تعلّق داشتند، ولی عشق افلاطونی عفیفانه را تغنّی می‌کردند، عبارتند از: جمیل، کثیر، قیس بن ذریح و قیس بن عامری. این نوع غزل منحصر به یک زن و سرشار از حزن و اندوه است. می‌توان چنین نتیجه گرفت که حبّ عُذری چکیدة غزل بَدَوی است.

شعرای عُذری با جلوه‌گر ساختن این نوع عشق چه در واقع و چه در خیال، رنگ نمادینی به آن بخشیدند. این عشق دو طرفه است و همواره به ناکامی می‌انجامد. این عُشّاق، مرگ را بر دیدار و لمس جسمانی محبوب، بر می‌گزینند و عموماً از اندوه عشق می‌میرند.

این گونه عشق را در داستان‌هایی مثل لیلی و مجنون و یا رابعه و بکتاش و نمونه‌هایی از این دست که بدل شده‌اند به نماد زوج‌های ممنوع و عشق منتهی به مرگ می‌توان دید. عشق در این داستان‌ها شخصی است؛ امّا در نهایت این عشق عذرا است که همراه با قدرت اخلاقی و سیاسی عشق ممنوعه را نابود می‌کند.

در منظومه غنایی «لیلی و مجنون» و در متون صوفیانه، همواره به عنوان تجلّی اعلای یک عاشق بی‌طمع و وارسته از تمنّیات نفسانی، ستوده شده است. 

 




موضوعات مرتبط: نمونه سؤال آزمون های دكترا زبان و ادبیات فارسی ,
آخرین مطالب