تبلیغات
ادبیات فارسی - پاسخ ها: (6) انواع منظومه‌های غنایی فارسی از جهت پایان
>
تاریخ : پنجشنبه 26 آذر 1394
نویسنده : مجتبی معروف

6)منظومه‌های غنایی فارسی را از جهت پایان به چند نوع می‌توان تقسیم کرد؟

 پایان داستان‌های عاشقانه گونه‌های متفاوتی دارد. از این رو می توان منظومه ها را بر اساس پایان به غم نامه و شادی نامه تقسیم نمود:

ـ غم‌نامه (تراژدی) که با مرگ نابهنگام و دلخراش قهرمان به پایان می‌رسد؛ مثل: لیلی و مجنون که حزن آلود و غم انگیز است و موجب تأثر روح و روان می گردد. شهرت این گونه داستان‌ها بیشتر است.

یکی از نشانه های طبیعی عشق پاك، مرگ است. زیرا عاشق بر اثبات حقیقت عشق خود عزیزترین و گرانمایه ترین کالای خود، یعنی جانش را فدا می کند. بعد از مرگ معشوق هیچ چیز برای عاشق معنی و مفهوم ندارد. اگر زنده است برای اوست.

وقتی به دسیسه، خبر مرگ شیرین به فرهاد می رسد، فرهاد «از طاق کوه چون کوهی درافتاد» و:

برآورد از جگر آهی چنان سرد

 

که گفتی دور باشی بر جگر خورد
               (خسرو و شیرین، ص 256)

مجنون قیس، چون خبر مرگ لیلی را شنید، به آرامگاهش شتافت و تربتش را در آغوش کشید و در حالت ضعف و ناتوانی همانجا جان داد. انجام کار سلامان نیز حزن آور است: پدر سلامان به دسیسۀ حکیم، عشق سلامان را از ابسال به زهره منتقل می کند و ابسال نگون بخت در آتش می سوزد.

سیاوش اسیر جاه طلبی و شهوت پرستی سودابه است و چون از این عشق ممنوع سرباز می زند، سرانجام مظلومانه خونش ریخته می شود. شیرین نیز پس از کشته شدن خسرو به دست شیرویه، در دخمه با دشنه ای جگرگاه خود را میدرد و کنار خسرو جان میدهد.

وقتی حارث، برادر رابعه، وی را در حمام رگ می زند و خبر مرگ رابعه به بکتاش می رسد، وی ضمن انتقام از حارث:

به خاك دختر آمد جامه بر زد

 

یکی دشنه گرفت و بر جگر زد

در گروهی دیگر، معشوق چون خبر مرگ عاشق را می شنود، جان می دهد یا خود را می کشد.

وقتی ورقه در اثر عشق می میرد، گلشاه پریشان حال بر گور ورقه میآید و:

بغلتید بر خاك چون بی هشان
بشد گور را در برآورد تنگ

 

چو مظلوم در دست مردم کشان
نهاد از برش عارض لاله رنگ

و در همان حال از شدّت زاری و گریه جان میدهد. و نمونه‌هایی از این قبیل.

ـ شادی نامه که داستان پایانی خوش دارد و قهرمانان به وصال می رسند؛ مثل: بهرام و گل‌اندام. این دسته از منظومه ها متأثّر از داستانها و افسانه های عامیانه هستند و از جهت شکل و بافت به آنها شبیه‌اند، پایانی خوش و توأم با شادی و جشن و سرور دارد. همچنین داستان -هایی که رنگ حماسی دارند، به دلیل بقای نسل قهرمان(عاشق) به وصال ختم میشود. عشق تهمینه به رستم، مقدّمۀ تولّد سهراب و پدید آمدن یک داستان پهلوانی و تراژدی جدید است. چنانکه عشق رودابه و زال موجب تولّد رستم و آغاز یک دورة اسطورهای در شاهنامه شد.

همای و همایون پس از پشت سر نهادن یک دورة پر مخاطره همراه با حرمانها و جنگها، به سمن زاد نوشاب رفته، به کامرانی می پردازند و آنگاه ازدواج می کنند. زلیخا در پایان داستان، جوانی خود را از خدا باز می گیرد و به وصال یوسف می رسد. امّا عشق طبیعی آنان به عشق الهی بدل می‌گردد. تذرو پس از در به دری‌های بسیار به وصال سرو نایل می آید. چنین است منظومه های گل و نوروز و جمشید و خورشید.




موضوعات مرتبط: نمونه سؤال آزمون های دكترا زبان و ادبیات فارسی ,
آخرین مطالب