تبلیغات
ادبیات فارسی - به بهانه شب یلدا
>
تاریخ : دوشنبه 30 آذر 1394
نویسنده : مجتبی معروف

یلدا منبعی برای استعاره سازی شاعران

شاعران از دیرباز برای بیان  و توصیف بسیاری از مفاهیم، از استعاره استفاده می کردند. در مورد استعاره نظریات مختلفی وجود دارد. برخی از زبان شناسان مانند «لیکاف» و «جانسون» تعریف جدیدی از استعاره ارائه دادند. جورج لیکاف در کتابی با عنوان استعاره‌هایی که با آنها زندگی می‌کنیم  به همراه مارک جانسون  نظریه استعاره مفهومی را مطرح کردند. طبق تعریف آنها استعاره دیگر متعلّق به حوزة ادبیّات و زیبایی‌های کلامی نیست؛ بلکه متعلّق به حوزة تفکّر و اندیشة انسان‌هاست. طبق مبانی این نظریّه، استعاره دارای یک یک ساختار مفهومی ویژه است و در آن مفاهیم انتراعی، توسّط مفاهیم عینی و ملموس تعریف می‌شوند. در این دیدگاه دو حوزه وجود دارد: حوزه منبع (source domain) و حوزه هدف (target domain).  یلدا یکی از منابعی است که در شعر شاعران مورد توجه بوده و از آن به عنوان منبعی برای استعاره‌سازی استفاده شده است.

شاعران زیادی از شب یلدا به عنوان منبعی برای استعاره سازی استفاده کرده‌اند. مهمترین حوزه هدف شاعران در این استعاره‌ها زلف یار است. زلف یار از دو منظر به شب یلدا تشبیه شده: یکی سیاهی و دیگر درازی زلف یار.

ترکی شیرازی در غزلی دو زلف یار را به شب یلدا و چهره یار را به ماه تشبیه می‌کند و می گوید در یک سال یک شب یلدا وجود دارد اما من در یک ماه دو یلدا دیدم:

 ای رخت چون صبح عید و گیسویت چون شام یلدا

بوالعجب صبحی و شامی همچنان داری به یک جا

خوش بود گر بوسم آن رخسار همچون صبح عیدت

آن شب یلدای زلفت را ببویم تا به فردا

یک شب یلدا فزونش نیست در عالم به سالی

وین عجب باشد که در یک ماه دیدم من دو یلدا

گر کسی خواهد که بیند آن دو یلدا را به یک مه

گو بیا در چهره ام بنگر دو زلف عنبرآسا

دیوان ترکی شیرازی: فصل اوّل، لطیفه نگاری ها (قامت رعنا)

بیتی از خواجوی کرمانی با همین مضمون:

هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک

کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود

دیوان خواجوی کرمانی: غزلیات - قسمت اول، شماره ٤٠٨

  

نمونه هایی از شب یلدا و زلف یار:

شب یلدا است هر تاری زمویت، وین عجب کاری

که من روزی نمی بینم، خود این شب های یلدا را

دیوان سلمان ساوجی: غزل شماره 4

 قصه گیسوی لعبتان طرازی

از شب یلدا فزوده شد به درازی

دیوان ادیب الممالک فراهانی: قصیده شماره 143

 زلف تو شب دراز یلدا

رخسار تو مهر روز افزون

دیوان عرفی شیرازی: ترجیع بند

 چون از خم زلف چهره بنمایی

خورشید برآید از شب یلدا

دیوان قاآنی: قصاید

 ای لعل لبت به دلنوازی مشهور

وی روی خوشت به ترکتازی مشهور

با زلف تو قصه ایست ما را مشکل

همچون شب یلدا به درازی مشهور

دیوان عبید زاکانی: رباعیات

در این غزل امیر خسرو، سپاه شب یلدا همان زلف یار است که معشوق در زیر آن چهره پنهان کرده است: 

مشک بر اطراف مه آورده ای

توبه به زیر گنه آورده ای

بر رخ تو کآفت جان من است

از شب یلدا سپه آورده ای

شانه کو گم کرده بر فرق تو ره

مو کشانش رو به ره آورده ای

داده ام از دیده خون، دل خسته ای

خواستم یک بوسه، نه آورده ای

رسم تو آزردن خسرو شده

باز چه رسم تبه آورده ای؟

دیوان امیر خسرو: غزلیات - بخش سوم، شماره ١٧٥

 

هماهنگی و تناسب استعاره‌های سیمای معشوق که به ماه و خورشید تشبیه شده، استعاره شب یلدا را زیباتر می‌کند. وقتی خورشید صبحگاهان طلوع می‌کند زیبایی وصف ناپذیری دارد. شاعر این زیبایی را در طلوع خورشید سیمای معشوق از سیاهی شب یلدای زلف یار می بیند.

 از دیگر مفاهیمی که با شب یلدا استعاره‌سازی شده، روزها و شب های فراق و دوری از معشوق و غم و اندوه است. گاهی روزهای سخت چون طولانی به نظر می‌رسد، از منظر طولانی بودن به شب یلدا تشبیه شده است و گاهی تاریکی و ظلمت شب یلدا وجه شبه است و سختی‌ها، زندگی را چون شب یلدا تاریک می‌کند:

می کند زلف دراز تو به دلهای حزین

آنچه با خسته روانان شب یلدا نکند

دیوان صائب: غزلیات - قسمت پنجم، شماره ٣٣٧

 هیچ دانی که مرا حال شبانروزی چیست

از هجوم غم و رزق کم و افزونی وام

روز روشن ببرم چون شب یلدا تاریک

آب شیرین به مذاقم چو می تلخ حرام

دیوان ادیب الممالک فراهانی: قصیده شماره 102

 گر آن کیخسرو ایران و تور است

چرا بیژن شد اندر چاه یلدا

دیوان خاقانی: قصاید


مجتبی معروف ـ 30 آذر ماه 1394 ـ بیرجند




موضوعات مرتبط: مقالات , مناسبت ها ,
آخرین مطالب