تبلیغات
ادبیات فارسی - پاسخ ها: (3): رابطة هنری و زیبایی شناسانه‌ میان پارادوکس و نماد
>
تاریخ : پنجشنبه 10 دی 1394
نویسنده : مجتبی معروف

3ـ‌ چه رابطة هنری و زیبایی شناسانه‌ای میان پارادوکس و نماد می‌توان برقرار کرد؟ بررسی کنید.

«پارادوکس شاعرانه عبارت است از بیانی به ظاهر متناقض یا مهمل امّا حامل حقیقتی که از راه تأویل می‌توان به آن دست یافت. به دیگر سخن، پارادوکس در ادبیات، ‌بیانی است که حقیقت دارد امّا حقیقی به نظر نمی‌رسد» (فتوحی، 1385: 327). تصویر پارادوکسی، تازه و غریب و خلاف عادت است و از طریق عادت شکنی و مخالفت با منطق،‌ اعجاب ذهن را بر می‌انگیزد؛ مانند جرقّه چشم را می‌زند (همان: 329). سخن پارادوکسی جز از راه تأویل قابل درک نیست و تنها با تأویل می توان آن را به ساحت عقل و به سطح زبان کشاند. اجزا و عناصر سخن پارادوکسی پیوندی غیر منطقی دارند، کشف این پیوند پنهان مستلزم نوعی باطن نگری و تأویل در ذات اشیاء است (همان: 330).

این تضاد در نماد هم دیده می‌شود. «نماد ذاتاً منشأ تضادهاست و پدیده‌ای متناقض به شمار می‌رود؛ هم اوج دارد و هم حضیض‌پذیر است، هم مظهر رفعت است و هم می‌تواند مظهر شر و اهریمنی باشد» (پورخالقی چترودی، 1376: 49).در حقیقت «مهمترین ویژگی نماد (رمز) چند معنایی رمز «Ambivalence» است. سعی رمز به هم پیوستن و یگانه ساختن و جمع بستن آن معانی است که غالباً متضادند و به همین علّت در ذات هر اثر رمزی امکان تأویل پذیری‌های گوناگون وجود دارد» (همان: 23 و 24).

از منظر تناقض می‌توان بین نماد و پارادوکس ارتباط برقرار کرد. «نماد ادبی از چند جهت در درون خود تناقض دارد. تناقض اساسی در این نوع نماد از آنجا رخ می‌نماید که واژه نمادین در عین اینکه زبان است، امّا متعلق به زبان نیست، یعنی هم وسیله ارتباط است و هم نیست. اگر محتوای نماد «راز» باشد، وقتی می گوییم «نماد بیان راز است» خود این تعبیر، تناقض دارد؛ زیرا راز، بیان ناشدنی است. زبان کاربردی و واژه های معمول از آن جهت دلالت روشن و مستقیم دارند که بیانگر دریافت های متعارف و معمول روزمرّه‌اند. امّا نماد محتوایی نامتعارف و نامعمول دارد، منطقی و عقلی نیست. نماد، حاصل یک تجربه شخصی است ولی زبان ابزار انتقال تجربه‌های همگانی است. هنگامی که یک عنصر زبانی، بار تجربه نمادین و شخصی بر دوش بگیرد، با منطق قراردادی زبان همخوان نیست و در سلسلة زنجیرة ارتباطی زبان در نمی آید؛ از این رو آن عنصر زبانی تناقض آلود می‌نماید.

«دوّم اینکه نماد از سویی پناهگاهی است برای شاعر که پس از بازگشت از حال مکاشفه به عرصة خودآگاهی، نشانه‌ای و پناهی برای به تصویر کشیدن آن شهود و تجربة باطنی می‌جوید، از سویی دیگر همین نشانه‌ها گریزگاه او برای رهایی از سلطة زبان و قراردادهای محتوم و مسلّط است. بارزترین جلوه‌های تناقض را در زبان صوفیان که «هم آتش است و هم خرمن» می‌توان دید که به شکل شطح و سخنان پارادوکسی در می‌آید. پارادوکس‌های هنری، مانند نماد، قابلیت تأویل دارند، گرچه در ظاهر بی معنا به نظر می رسند.

«سوّم اینکه نماد در عین بیانگری، به کتمان و پنهان سازی می‌پردازد، یعنی نماد هم ابزار بیان راز است و هم فضایی برای آفرینش راز. حافظ، در عین حال که مفهوم انسان آرمانی خود را با رمز «رند» معرفی می‌کند، رند را به یک راز ناشناخته نیز بدل می‌کند. از این رو رند حافظ آشنا می‌نماید امّا ناشناخته می‌ماند. همچنان مفهومی دست نایافتنی است و در درون خود تناقضی بزرگ دارد. نهایت آنکه صورت نماد محدود است و مفهوم آن نامحدود، و همین اتحاد امر محدود و نامحدود در یک چیز، خود تناقضی بزرگ است» (فتوحی، 1385:‌ 6-175).

پارادوکس، دو بعدی است، هم محال است و هم ممکن، به ظاهر محال می‌نماید ولی در باطن سرشار از مفهومی ژرف و تجربه‌ای تازه و بکر است (همان: 330). رمز چند معنایی است و این چند معنایی، غیر قابل توجیه نیست، زیرا از سویی رمز همة مراتب تجربة بشری را از دورترین دوران تاکنون شامل است و حفظ کرده است. رمز نیز دو سویه است، چون متضمن دوگانگی یا اقطاب دوگانه‌ای است که مکمّل یکدیگرند و هر نماد دست کم ممکن است به دو شیوة متضاد تفسیر شود و غالباً برای آنکه معنای کامل نماد به دست آید باید آن دو تفسیر را با هم جمع کرد (ستّاری، 1372: 43).

پرسش ها و منابع و مآخذ




موضوعات مرتبط: نمونه سؤال آزمون های دكترا زبان و ادبیات فارسی ,
آخرین مطالب