تبلیغات
ادبیات فارسی - پاسخ ها: (5): زمان و مکان در مکتب‌های ادبی
>
تاریخ : شنبه 12 دی 1394
نویسنده : مجتبی معروف

5ـ زمان و مکان در هر یک از مکتب‌های ادبی جایگاه ویژه‌ای دارند. در این مورد بررسی کنید.

زمان و مکان همواره به عنوان جلوه‌هایی از طبیعت مورد توجه شاعران و نویسندگان بوده است. گاهی نگاه به طبیعت در حد یک تصویر سازی ساده بوده و گاهی این عناصر با روح شاعر پیوند می‌خورد و جنبة نمادین پیدا می‌کند. به عنوان مثال:

مکان و زمان در شعر رمانتیک: جان رمانتیک در کشمکشی مدام، میان واقعیت و سایه، میان مادّه و روح معلّق است؛‌ از این رو میان بریدن و پیوستن با طبیعت و عصیان و در خود پیچیدن شناور می‌ماند. رمانتیسم تصویرگر «فاصله» است: فاصله‌ای با کانون بنابراین برای ایجاد فاصله زمانی و گریز از واقعیت اکنون به گذشته های دور و دوران کودکی و آغاز حیات پناه می برد یا به آینده می گریزد. برای ایجاد فاصله مکانی به طبیعت وحشی و دست نخورده و دشت ها و کوهستان‌های دوردست و مکان‌های کهنه و متروک پناه می برد؛ زیرا از رویارویی با واقعیت دل خوشی ندارند. در اثر این کشمکش به درون خود می‌گریزد تا آنچه را در خارج نمی‌تواند تحقّق بخشد، در درون خود متحقّق سازد. از این رو تصویرهای آنها غالباً با صفت‌های دور، بیکرانه، گمشده، گریزان، پریده، محو، کهنه، متروک، وصف می‌شود. (فتوحی، 1385: 131-132).

بازگشت به گذشته‌های دور، دوران کودکی همراه با وصف مکان‌های متروک و کهنه و فضاهای سوت و کور، فضای شعر رمانتیک را تار و شبح گونه می‌سازد. شاعران،‌ اشیاء و زمان‌های طبیعی متناسب با حالات و روحیات خود را برای تصویر پردازی بر می‌گزینند. رمانتیک‌های ایرانی از زمان‌ها «شب» و از فصل‌ها «پاییز و زمستان» را بیشتر می‌پسندند و حوادث تخیّلی و شاعرانة‌خود را در آن‌ها به تصویر می‌کشند. وصف چشم‌اندازها در غروب، شامگاهان، شب تاریک، فضاهای مه گرفته و مهتابی در شعر رمانتیک بسیار رایج است. گزینش این زمان‌ها برای نمایش تصاویر کم حال و گنگ، از روحیة شکست خوردة شاعران رمانتیک ناشی می‌شود. در تغزّل‌های آن‌ها عاشق و معشوق در شب‌های مهتابی و تار و در سکوت مکان‌های دور و متروک پنهان‌اند،‌محبوب هیچ‌گاه در روز روشن ملاقات نمی‌شود (فتوحی، 1385: 132-133).

در مکتب کلاسیسم صحبت از «قانون سه وحدت» است: وحدت موضوع، وحدت زمان و وحدت مکان؛ که از اصول مهم مکتب کلاسیک شمرده می‌شود. در این مکتب،‌در هر اثر ادبی این وحدت‌ها باید رعایت شود. وحدت زمان از ارسطو به یادگار مانده است. ارسطو می‌‌گوید: «تراژدی می‌کوشد که تا حد امکان خود را در یک شبانه روز محصور کند و یا حد اقل از این حدود تجاوز ننماید». نمایشنامة مطلوب آن است که مدّت وقوع حادثة آن تقریباً معادل همان مدّتی باشد که برای نمایش دادن آن لازم است. آن‌ها معتقدند که عدم تناسب زمان نمایش با زمان واقعی حوادث تراژدی را از حالت عادی خارج می‌سازد. (سید حسینی، 1389، ج1: 108).

وحدت مکان در این مکتب، در سال 1455 توسط ماگی Maggi منتقد ایتالیایی مطرح شد. وی این اصل را از اصل «وحدت زمان» نتیجه گیری کرده و گفته است که اگر مدّت نمایش کوتاه باشد ولی مکان‌هایی که حوادث در آن‌ها اتّفاق می‌افتد، متعدّد و دور از هم باشند تراژدی جنبة طبیعی خود را از دست می‌دهد. از این‌رو تا حدّ امکان حادثه باید در مکان واحد اتّفاق بیفتد. تراژدی وقتی مؤثر می‌افتد که جمع و جور باشد و اگر حادثة‌آن بین زمان‌های مختلف و مکان‌های متعدّد تقسیم شود، عاقلانه شمرده نمی‌شود (سید حسینی، 1389، ج1: 108-109).

مکان و زمان در جریان سیّال ذهن: هر چند جریان سیّال ذهن، سبک و مکتب و ژانر نیست، و بیشتر به عنوان یک تکنیک مطرح است،‌امّا به اعتباری یکی از انواع رمان نو هم محسوب می‌شود. امروزه این اصطلاح، از مفاهیم مشهور نقد ادبی است و با این تکنیک، اندیشه‌ها و احساسات ذهن ترسیم می‌شود. در رمان جریان سیّال با زمان محدود غیر خطّی مواجهیم. زمانی ذهنی است. نویسنده با بخش درازی از عمر شخصیت داستان کار ندارد تا مجبور شود به سطح بپردازد یا داستان را به صورت طولی تعقیب کند، بلکه به یک بخش کوچک از زمان محدود می‌پردازد امّا در این زمان محدود به عمق می‌رود و تمام زوایا را می‌کاود. می‌توان گفت در رمان جریان سیّال ذهن زمان محدود امّا آگاهی و خاطره نامحدود است. در ان گونه رمان‌ها زمان توالی منطقی ندارد و خاطرات و یادآوری‌ها معمولاً پس و پیش‌ است. با زمان ذهنی سر و کار داریم نه زمان نجومی و تقویمی (شمیسا، 1391: 209-210).

مکان و زمان در رمان مدرن و پست مدرن: در رمان‌های مدرن زمان ذهنی است (مثلاً در حدیث نفس، جریان سیّال ذهن)، امّا در رمان‌های پست مدرن، مرز بین تاریخ و حقیقت و خیال را آگاهانه مخدوش می‌کنند، مثلاً در یک رمان پست مدرنیستی راوی تاریخ انقلاب فرانسه را با زندگی خود در هم آمیخته است (شمیسا، 1391: 257).

مکان و زمان در نگاه ایماژیست‌ها: به دنبال طرح اصطلاح ایماژیست‌ در مجلة ادبیات شاعری، ازرا پوند Ezra Pound کوشید تا تعریفی از ایماژ ارائه کند. و در تعریف ایماژ نوشت: «ایماژ آن چیزی است که یک عقدة فکری و عاطفی را در یک لحظة زمانی نشان می‌دهد. ایماژ، نمایش سریع چنین عقده‌ای است، آزادسازی ناگهانی است، رهایی از چنگ محدودیت‌های زمان و مکان است، آن بالندگی نهایی است که ما در بزرگ‌ترین آثار هنری تجربه می‌کنیم. »

نخست شاعر پدیده را می‌بیند، سپس به آن می‌اندیشد، ناگهان در یک لحظه شیء در عاطفة هنری وی گردابی می‌سازد و از چنگ محدودیت‌های زمان و مکان رها می‌شود و به نگارش در می‌آید (فتوحی، 1385: 398).

مکان و زمان در نگاه سمبولیست‌ها: نمایشنامه‌هایی که در مکتب سمبولیسم انتشار یافت، همه در سرزمینهای خیالی و مجهول، در دورههای نامعلوم، در قصرهای اسرار آمیز و غارهای عجیب جریان می‌یابد. نویسندة سمبولیست احتیاج به نشان دادن این زمان و مکان نیز ندارد، زیرا به عقیدة وی این نیروی مجهول همیشه وجود دارد و در هز زمان و هر مکانی بر انسان مسلّط است (سید حسنی، 1389، ج2: 550).

عنصر زمان که شامل صبح، شب، پاییز، زمستان و ... می‌شود، در شعر شاعران بسیار استفاده می‌شود. این عناصر گاهی جنبة نمادین پیدا می‌کند. عنصر مکان نیز گاهی جنبة نمادین پیدا می کند.

 

 پرسش ها و منابع و مآخذ




موضوعات مرتبط: نمونه سؤال آزمون های دكترا زبان و ادبیات فارسی , دكترا ,
آخرین مطالب