تبلیغات
ادبیات فارسی - پاسخ ها: (7): برخی مقالات دهة هشتاد دربارة مکتب‌های ادبی
>
تاریخ : دوشنبه 14 دی 1394
نویسنده : مجتبی معروف

7ـ‌ مقالاتی را که در دهة هشتاد دربارة مکتب‌های ادبی نوشته شده، بیابید و خلاصه‌ای از آنها را ـ به نحوی که نمایانگر دریافت شما از آن مقاله باشد ـ بنویسید.

 

ـ راد فر، ابوالقاسم؛ حسن زاده میر علی، عبدالله. (1383).  نقد و تحلیل وجوه تمایز و تشابه اصول کاربردی مکتبهای ادبی رئالیسم و ناتورالیسم». نشریة ادبیات و زبانها: پژوهش‌های ادبی. شماره 3 بهار 1383. صص 29-44.

<http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/250215>

این مقاله به تحلیل و مقایسة اصول مکتب‌های ناتورالیسم و رئالیسم و موارد تمایز و تشابه اصول و روش‌های این دو مکتب می‌پردازد. این موارد به صورت خلاصه عبارت است از: ناتورالیسم از علم یا فلسفه طبیعی مشتق شده است و روش دستیابی به واقعیت را توصیف‌ می‌کند؛ اما رئالیسم از فلسفه مشتق شده است و هدف دستیابی به واقعیت را، توصیف می‌کند. ناتورالیسم معتقد به جبر است. بنابراین اشخاص در این‌گونه داستان‌ها ناخواسته در وضعی‌ گرفتار می‌آیند که نه بر آن اختیاری دارند و نه قادر به تغییر آن هستند. رئالیسم پدیده‌های‌ جامعه‌شناختی اشخاص را در پرتو اصل علیت اجتماعی بررسی می‌کند. انسان از نظر ناتورالیست‌ها، حیوانی است که سرنوشت او را وراثت و محیط و لحظه تعیین‌ می‌کند. در چشم رئالیست‌ها آنچه انسان را اشرف مخلوقات می‌کند، توانایی او در اجتماعی‌ کردن غرایز حیوانی است. ناتورالیسم معتقد به قانون بقای انسب و پیروزی قوی بر ضعیف است.

ناتورالیسم انسان را به موجودی بیچاره که در جهان خیلی کوچک است و هستی وی به طور جبری تحت کنترل گونه‌های حیوانات اوّلیه است، تنزّل داد. رئالیسم به مطالعة انسان اجتماعی و تاریخی می‌پردازد و به جای تصویر کردن انسان در حضیض، او را در اوج خود مجسّم می‌کند، از دیدگاه رئالیسمآنچه انسان را اشرف مخلوقات می‌سازد، توانایی او به اجتماعی کردن غرایز حیوانی است.

در رشد ناتورالیسم بی‌گمان نظریة داروین مهمترین عامل شکل‌دهنده است. تصوّر ناتورالیست‌ها از انسان مستقیماً وابسته به تصویر داروینی از پیدایش انسان از حیوانات پست‌تر است. به این ترتیب در ناتورالیسم، انسان متافیزیکی جای خود را به انسان فیزیولوژیکی می‌دهد. مسأله قانون بقای انسب و پیروزی قوی بر ضعیف در مکتب رئالیسم در حیطة ماتریالیسم فلسفی و نقش ان در روند تحوّلات اجتماعی در ایجاد فساد و تباهی طبقة اشراف و فقر و فلاکت طبقة کارگر ظهور می‌کند.

 


پور علی فرد، اکرم. (1382). «رمانتیسم اروپا و شعر نو پارسی». نشریة میان رشته‌ای دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز. پاییز 1382. شماره 188. صص 83-106. <http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/68686>

این مقاله به بررسی چگونگی تأثیر شعر رمانتیک اروپا بر روند پیدایش و تکامل شعر نو پارسی می‌پردازد. تأملی براشعار نیما یوشیج به عنوان پایه گذار شعر نو پارسی و چند تن از نوپردازان پس از او نشان می‌دهد که شعر رمانتیک اروپا تأثیر عمیقی بر ابعاد مختلف شعرنو پارسی نهاده است.

 

معین زاده، علی رضا. (1381) «سبک ادبی یا مکتب ادبی». نشریة میان رشته‌ای دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز. زمستان 1381. شماره 185. صص 135-142. <http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/82267>

این مقاله به تفاوت سبک و مکتب ادبی می‌پردازد. این دو مقولة ادبی در عین نزدیکی، گاهی از هم فاصله می‌گیرند. علی‌رغم تفاوت در تعاریف سبک‌شناسی، به لحاظ اصول، این تعاریف به هم نزدیک‌اند و تفاوت عمده در این است که تحلیل معنایی اثر، جزو وظایف سبک‌شناسی است یا نه؟ تفاوت‌ عمدة سبک‌شناسی با مکتب ادبی نیز در همین نکته است. اگر وظیفة سبک‌شناسی تحلیل زبانی‌ و معنایی یک اثر باشد، تفاوتی بین سبک و مکتب نخواهد بود؛ چرا که مکتب نیز هم حوزة زبان را شامل می‌شود و هم حوزة معنا را، ولی هر گاه تحلیل معنایی یک اثر را کار سبک‌شناسی ندانیم، تفاوت مهمّی میان سبک و مکتب پدید می‌آید. به نظر می‌رسد نظریات‌ دیگر که گاه سبک را انفرادی می‌دانند و مکتب را گروهی و یا مکتب را عام‌تر از سبک‌ می‌دانند براساس محکمی استوار نیست.

 

ساوجی، محمد. (1388). «مدرنیته و پسامدرنیسم». نشریة علوم سیاسی: سیاست. تابستان 1388. شماره 10. صص 171-192.

<http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/454269>

در این مقاله، در گفتار نخست، دربارة خردگرایی و انسان‌باوری‌ مدرن؛ دو اصل محوری مدرنیته بحث می‌شود و تاثیر آنها را در تشکیل جهان، جامعه و انسان‌ مدرن می‌سنجد. در گفتار دوّم، رویکرد پسامدرن در مواجهه با مدرنیته به بحث گذاشته شده است.

 

ثروت، منصور. (1381). «مکتب کلاسیسم و نئوکلاسیسم». نشریة فلسفه و کلام: شناخت.  بهار 1381. شماره 33. صص 1-22). <http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/71681>

در این مقاله تعریفی لغوی و اصطلاحی از واژة کلاسیسم و تاریخچة آن ذکر شده و ادوار سلطة این مکتب به تفکیک ذکر گردیده است. اصول این مکتب و تغییر و تحولاتی که در فرایند این سلطه بر آن صورت پذیرفته است، و نیز علل گرایش مجدد غرب‌ به این مکتب در دورهء رنسانس بررسی می‌شود.. کلاسیسم اصطلاحاً مفهوم متضاد رومانتیسم است و وقتی از آن صحبت می‌کنیم، منظور همان مکاتب، قواعد، روش‌ها، زمینه‌ها، قراردادها و حس‌هایی که توسط نویسندگان کلاسیک‌ پدید آمده و در نویسندگان بعد نیز تأثیر بخشیده است؛ چنانکه تأثیر یونان را در کلاسیسک‌های رومی ملاحظه می‌کنیم و نئوکلاسیسم بازگشت برای معیارها و آداب نویسندگی‌ است و علیرغم تفاوت‌هایی در محتوای آثار ـ در مقام مقایسه با یونان باستان و روم باستان ـ غالباً به همان اصول کلّی کلاسیسم معطوف است. کلاسیسم مکتبی است که طولانی‌ترین تسلط را بر فضای ادبیات جهان داشته است و این‌ تسلط حدود 23 قرن(از قرن پنجم ق.م تا قرن هیجدهم) دوام داشته است.

 

ثروت، منصور. (1386). «مکتب ناتورالیسم». نشریة فلسفه و کلام: شناخت. تابستان 1386. شماره 54. صص 177-196.

<http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/282637>

در این مقاله، مکتب ناتورالیسم و شرایط ظهور و سقوط آن بررسی شده است. ناتورالیسم، مکتبی ادبی است که در قرن نوزدهم توسط برادران کنگور و به‌ویژه امیل زولا از فرانسه‌ شروع شد و سپس در بیشتر جهان طرفدار پیدا کرد. در پیدایش این مکتب، توسعة صنعت، جبر علمی، جامعه‌شناسی بر پایة تفکّر کنت و اسپنسر مؤثر بود. این مکتب سعی داشت ادبیات را در خدمت‌ توضیح و تشریح اوضاع کلّی انسان در بستر شرایط جبری زمان و مکان و اصل وراثت قرار دهد و نظیر هر مکتب دیگری فراز و نشیبی و موافق و مخالفی برای خود داشت.

 

رحمتی، حسین علی. (1388). «دکارت و نردبان معکوس هم سخنی های فلسفه دکارت و اومانیسم رنسانس» نشریة فلسفه و کلام: پژوهش های فلسفی ـ کلامی. پاییز 1388. شماره 41. صص 261-286.

<http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/733156>

بررسی اندیشه دکارت و اومانیسم دوره رنسانس نشان‌دهندة وجود همخوانی‌ها و هم‌سخنی‌هایی بین این دو است. انگاره نوشتار حاضر آن است که گرچه دکارت خود را یک‌ اومانیست نمی‌دانست ولی در فلسفة او جنبه‌های اومانیستی‌ای هست که ریشه در اومانیسم‌ رنسانس دارد و در اموری چون سوبجکتیویسم دکارتی، تردید در حجّیت قدما، اصالت عقل، توجه به تفسیر ریاضی و مکانیکی جهان خود را نشان می‌دهد. در این مقاله، پس از اشاره به مفهوم، اهمیت و شاخصه‌های رنسانس و اومانیسم آن، این‌ هم‌سخنی‌ها بررسی شده است.

 

حسن پور آلاشتی، حسین؛ امن خانی، عیسی. (1386). «اگزیستانسیالیسم و نقد ادبی: بررسی رابطه اگزیستانسیالیسم با نقد ادبی، جایگاه فیلسوفان این روش فلسفی در مباحث نقد ادبی و بازتاب این مباحث در ادبیات معاصر ایران». نشریة ادبیات و زبانها: پژوهش‌های ادبی. پاییز 1386. شماره 17. صص 9-34. <http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/265842>

 

در این مقاله پس از اشاره به زمینه‌هایی که سبب شد از درون یک اندیشه فلسفی دو نظریة ادبی متفاوت به وجود آید، ابتدا به بررسی جایگاه دو فیلسوف و نظریه‌پرداز اصلی این مکتب، یعنی هایدگر و سارتر در جریان‌های ادبی معاصر پرداخته شده است. در ادامه نیز از چگونگی تأثیرگذاری و بازتاب این نظریه‌ها بر آرای نویسندگان، شاعران و نظریه پردازان ایرانی، کسانی چون آل احمد، شریعتی، خانلری و داریوش آشوری سخن‌ به میان آمده است. اندیشه وجودی(اگزیستانسیالیسم)یکی از چندین اندیشه فلسفی بود که در قرن اخیر بر مباحث نقد ادبی تأثیر گذاشت و شالودة شکل‌گیری نظریه‌های ادبی شد. سارتر مهمترین مانیفست ادبیات متعهد قرن، «ادبیات چیست؟»را نوشت و تفکر فلسفی‌ هایدگر،جریان هرمنوتیک را در مسیری جدید هدایت کرد که در آن،متن برخلاف‌ هرمنوتیک سنتی،معنای قطعی خود را از دست می‌داد.نکته قابل توجه، دیدگاه‌های‌ کاملاً متفاوت و گاه متضادی بود که این دو فیلسوف هم مسلک وجودی داشتند. ریشة این تفاوت در دیدگاه را گذشته از علاقه سارتر به مارکسیسم،باید در اندیشه دکارتی‌ وی و فلسفه ضد دکارتی هایدگر جستجو کرد.

 

جعفری، مسعود. (1384). «میرزاده عشقی و رمانتیسم انقلابی». نشریة ادبیات و زبانها: زبان و ادبیات فارسی. زمستان 1383 و بهار و تابستان 1384 . شماره 47 و 48 و 49. صص 81-108. <http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/51958>

 

در این مقاله ضمن اشاره به زندگی پرفراز و نشیب میرزاده،  با تاکید بر جنبه های رمانتیک آثار این شاعر، به تحلیل و بررسی بخشی از آن، به ویژه «سه تابلو مریم» پرداخته شده و ویژگی های رمانتیک آثار او از لحاظ صورت و محتوا نشان داده شده است. سید محمدرضا میرزاده عشقی از شاعران عصر مشروطیت در ایران و از پیش گامان تجدد ادبی محسوب می شود. مفهوم تجدد ادبی ارتباطی دقیق و تنگاتنگ با رمانتیسم و گسترش آن در ادبیات مشروطه به بعد دارد و عشقی برجسته ترین نماینده شعر رمانتیک عصر خود است. رمانتیسم وی ضمن این که خالی از عناصر تغزلی نیست، بیش تر رنگ و بوی اجتماعی و انقلابی دارد.

 

پورنامداریان، تقی؛ سیدان، مریم. (1388). «بازتاب رئالیسم جادویی در داستان های غلامحسین ساعدی». نشریة ادبیات و زبان‌ها: زبان و ادبیات فارسی. بهار 1388. شماه 64 . صص 45-64.

<http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/782136>

رئالیسم جادویی سبک نسبتاً نوینی است که هر چند بیشتر تداعی گر نام آمریکای جنوبی و به ویژه گابریل گارسیا مارکز است، اما خاص ملل جهان سوم است. در داستان های این سبک، واقعیت و خیال در هم گره می خورند، اما به گونه ای که واقعیت بر خیال سیطره دارد، نه خیال بر واقعیت. از میان داستان نویسان فارسی، غلامحسین ساعدی در برخی از آثار خویش به این سبک گرایش دارد. این داستان‌های ساعدی را می توان به دو دسته تقسیم کرد: داستان هایی که به سبک رئالیسم جادویی نوشته شده‌اند و داستان‌هایی که تنها رگه‌هایی از رئالیسم جادویی را می‌توان در آن‌ها یافت. در این مقاله، به بررسی هر دو دسته و هم چنین علل گرایش ساعدی به این سبک پرداخته شده است.

 

شمیسا، سیروس؛ حسین پور، علی. (1380). «جریان سمبولیسم اجتماعی در شعر معاصر ایران». نشریة میان رشته ای: مدرس علوم انسانی. پاییز 1380. شماره 20. صص 27-42 <http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/50245>

در این مقاله در مورد « جریان سمبولیسم اجتماعی در شعر معاصر ایران» بحث شده است. در این مقاله آمده است: اگر بخواهیم شعر معاصر فارسی را به جریان‌های مشخص و متمایز از هم تقسیم کنیم، یکی از مهم‌ترین این جریان‌ها، جریان سمبولیسم اجتماعی خواهد بود. نیمایوشیج، بنیانگذار و نماینده واقعی این جریان شعری است و شعر«ققنوس» او نخستین تجربه از این دست در شعر معاصر فارسی است.پس از نیما باید از شاعرانی چون شاملو، اخوان، فروغ، کسرایی، شاهرودی، آتشی آزاد، خویی و شفیعی‌کدکنی یاد کرد که در دهه‌های سی و چهل از قرن حاضر این جریان را به اوج خود رساندند. جامعه‌گرایی و نمادگرایی دو ویژگی اساسی اشعار در این جریان است. شاعران این جریان با زبانی سمبلیک و تأویل‌بردار، مسایل سیاسی ـ اجتماعی زمانه خویش را در شعر منعکس می‌کنند. شعر در این جریان، شعری است متعهّدانه و ملتزم. همچنین ویژگی مهمّ دیگر این جریان، در کنار دو عنصر عاطفه و تخیّل، بر اندیشه و تفکر نیز تأکید بسیار می‌شود. به کارگیری زبان و واژگان و شیوه بیان حماسی نیز از ویژگیهای دیگر این جریان شعری است.

 

فتوحی، محمود. (1384). «تصویر رمانتیک مبانی نظری، ماهیت و کارکرد». نشریة پژوهشهای ادبی. پاییز و زمستان 1384. شماره 9 و 10. صص 151-180.

مسأله اساسی این مقاله، تصویر در شعر رمانتیک است. تصویر رمانتیک از نظر ماهیت معرفتی‌ و زیبایی‌شناختی اساساً با تصویر کلاسیک، نمادگرا و سوررئالیستی متفاوت است. نویسنده در سه بخش کوشیده تا ماهیت تصویر رمانتیک را تبیین نماید: در بخش نخست ویژگیهای خاص‌ ایماژ رمانتیک را با بحث از چهار مشخصه: استحاله در طبیعت، سایه‌واری تصویر، پویایی، و فردیت در تصویر تبیین می‌کند.در بخش دوّم رابطة تصویرها با هم و جایگاه تصویر در بافت‌ شعر را با دو مشخصة پیوستگی و بالندگی بررسی می‌کند و در بخش سوّم سه نقش برای‌ تصویر رمانتیک برشمرده: تأثیر در احساس، دلالت ضمنی، مکمّل احساس. در بخش آخر از اهمیت زبان استعاری در سبک رمانتیک سخن رفته است.

 

خطاط، نسرین دخت؛ امن خانی، عیسی. (1387). «ادبیات و فلسفه وجودی: اگزیستانسیالیسم». نشریه: پژوهش ادبیات معاصر جهان. تابستان 1387.شماره 45. صص 47-64.

در این مقاله با برجسته ساختن مواردی چون رویکرد پدیدار شناسانة برخی فلاسفه، تغزّلی و عاطفی بودن اندیشة آنان و تلقی‌شان از انسان چون «هستی در جهان» به علل درهم تنیدگی این اندیشة فلسفی با ادبیات اشاره شده و نیز نشان داده شده که چگونه اعتقاد به تقدم وجود بر ماهیت انسانی و نقش تعیین کننده وضعیت های انسانی در ارتباط میان فلسفه و ادبیات به روزگاران بسیار دور و حداقل به زمان افلاطون فیلسوفی که همپای شهرت فلسفی اش ادیب توانایی نیز بود، باز می گردد؛ شوپنهاور، راسل، برگسون و... از دیگر فیلسوفانی بودند که آثارشان، به گواهی منتقدان، با بهترین آثار ادبی پهلو می زد. چنین به نظر می رسد که این اندیشمندان برای بیان عقاید فلسفی خود ناگزیر از به کارگیری زبانی روشن بوده اند اما درباره فیلسوفان وجودی و ارتباط آنان با ادبیات و ژانرهای ادبی، باید به گونه ای دیگر اندیشید. شکل گیری ماهیت انسان سبب پیوند این اندیشه با ژانرهایی چون رمان، داستان کوتاه و نمایش نامه گردیده است و باور به توانایی شعر در آشکار ساختن هستی، عامل آشتی دهنده شعر با فلسفه وجودی است.

 

هادی، روح الله؛ عطایی، تهمینه. (1388). «مبانی زیبایی شناختی رئالیسم سوسیالیستی». نشریه: زبان و ادبیات فارسی.  بهار 1388. شماه 64. صص 125-148.

رئالیسم سوسیالیستی، در قلمرو هنر و ادبیات، نوعی زیبایی شناسی سیاسی است که قایل به وحدت مکانیکی اصول ایدئولوژیک و استتیک است. مباحث نظری این مکتب ادبی که پس از انقلاب اکتبر 1917م. در روسیه رخ داد برگرفته از آرا کارل مارکس، فردریش انگلس و ولادیمیر ایچ لنین است و رمان مادر ماکسیم گورکی بهترین الگوی هنری این جریان محسوب می‌شود. اصول اساسی رئالیسم سوسیالیستی در ماه اوت سپتامبر1943 م. در مسکو تصویب شد و با تاکید بر انعکاس واقع گرایی در جریان تولید محصولات هنری، سه اصل بنیادین: جهت گیری حزبی، نگرش ایدئولوژیک و مردم گرایی را در پی داشت. اگرچه این کنگره، کنگره ای ادبی بود، اصول آن به سایر هنرها نظیر نقاشی، موسیقی، سینما و ... تعمیم داده شد. رئالیسم سوسیالیستی بیشتر به ایجاد تحولاتی در محتوای آثار ادبی پرداخت و بر این اساس مفاهیم و مضامینی نظیر مبارزه با سرمایه داری، خوش بینی تاریخی، جنگ، انقلاب، تاریخ گرایی آگاهانه، کارگر، رهبران انقلاب و ارتش سرخ به ادبیات و هنر راه یافت.

 

شیری، قهرمان. (1382). «پیش درآمدی بر مکتبهای داستان نویسی در ادبیات معاصر ایران». نشریه: دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز. زمستان 1382. شماره 189. صص 147-190.

همواره در تکوین سبک یک نویسنده، علاوه بر انگاره‌ها انگیزش‌های فردی و درونی، شمار زیادی از محرک‌های مرتبط با محیط اجتماعی و محیط جغرافیایی اثرگذار بوده است.تعدد سبک‌های اقلیمی در ایران، ناشی از تنوع موجود در محورهای زیست محیطی است.وجود کوه‌های صعب العبور، جنگل‌های انبوه و دریایی با افق‌های دور در شمال، و متقابلاً حضور همان دریا در جنوب و در جوار گرمای سوزان، نبود باران، خشکی و خشونت فراوان در مکان، دو نوع موقعیت محیطی و زیستی متفاوت را ایجاد کرده است.گسترش کویر و دشت‌های لوت در مرکز و مشرق، کثرت کوه‌ها در مناطق غرب، مسدود بودن مرزهای تجاری و ارتباطی با همسایگان در آن‌ها و در مقابل، وجود بندرهای بازرگانی در جنوب و شمال و حضور نیروهای روس و انگلیس در پیشینه سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی بعضی مناطق در مرکز، شمال غرب و شمال شرق و درخشش تاریخی آن‌ها در بعضی دوره‌ها نیز در کیفیت و کمال یافتگی سبک آن‌ها نقش اساسی داشته است.

 

جواری، محمد حسین؛ آسیب پور، محسن. (1387). «طبقه بندی انواع ادبی از منظر نظریه پردازان مکتب رمانتیسم». نشریه: نقد زبان و ادبیات خارجی. پاییز و زمستان 1387. شماره 1. صص 33-56.

در این مقاله ابتدا به طبقه‌بندی آثار اشاره شده و در ادامه از نوع شناختی فلسفی رمانتیک‌ها بحث شده است. در ادامه این نگرش فلسفی، از طریق‌ اشاره به تمایل خالقان آثار معاصر برای التقاط انواع، بررسی شده است.

اگرچه نظریه رمانتیک در خصوص انواع ادبی،با نگرش فلسفی خود،به ارائه‌ تقسیم‌بندی‌هایی از آثار نائل می‌شود که با دیدگاه‌های ادبی و غیر فلسفی پیش از خود منطبق است، امّا این نظریه سعی دارد تا پیدایش این طبقه‌بندی‌ها را، نه محصول نگاه‌ تحلیل‌گر منتقدان ادبی، که برپایه معیارهای شکلی یا محتوایی به تفکیک آثار و قرار دادن هریک از آنها در طبقه خاص خود اقدام می‌کنند، بل نتیجه طبیعی حرکت تاریخ‌ و تحول روان آدمی معرفی کند. با وجود اینکه همه پیروان این نظریه بر این باورند که‌ وجود تفاوت در آثار ادبی و در نتیجه قرار گرفتن آنها در انواع مختلف ادبی حاصل‌ کشاکش نیروهای درونی آدمی است، هریک از آنان به این تمایلات درونی از دیدگاه‌ خود نگریسته و در نتیجه طبقه‌بندی‌هایی متفاوت از یکدیگر ارائه داده‌اند.

 

امینی، محمد رضا. (1388). «بررسی پیوندهای نئوکلاسیسیسم و رمانتیسم در شعر آندره شنیه». نشریه: جستارهای ادبی. تابستان 1388. شماره 165. صص 137-160.

آندره شنیه (۱۷۹۴–۱۷۶۲م)، مهم ترین شاعر قرن هجدهم فرانسه، در عصر جدید بیشتر به دلیل موضع شجاعانه اش در حوادث پس از انقلاب فرانسه که به مرگ این شاعر جوان زیر تیغه گیوتین انجامید، مورد توجه قرار گرفته است. اما از نگاه ادبی، آشنایی با آثار آندره شنیه اهمیتی اساسی در شناخت مکاتب ادبی اروپایی دارد، زیرا آثار او،حد واسط بین سبک کلاسیسیسم قرن هفدهم و رمانتیسم قرن هجدهم و نوزدهم اروپا به شمار می رود. این مقاله نشان می‌دهد در شعر و شخصیت و زمانه و زندگی و مرگ آندره شنیه ویژگی‌های خاصی وجود دارد که مانع از آن است او را صرفاً شاعری نئوکلاسیک و پیرو ادبیات کلاسیک یونان باستان بدانند. در واقع شعر او از مرزهای مکتب کلاسیک در می‌گذرد و به سوی نوعی از رمانتیسم میل می‌کند. به همین دلیل، رمانتیک‌ها او را می‌ستودند و پیشاهنگ بزرگ مکتب خود به شمار می‌آوردند.

 

پرسش ها و منابع و مآخذ




موضوعات مرتبط: نمونه سؤال آزمون های دكترا زبان و ادبیات فارسی , دكترا ,
آخرین مطالب