تبلیغات
ادبیات فارسی - پاسخ ها: (11): زمینه‌های پیدایش مکتب‌های ادبی
>
تاریخ : شنبه 19 دی 1394
نویسنده : مجتبی معروف

11ـ زمینه‌های پیدایش مکتب‌های ادبی را جستجو و بررسی کنید.

 مکتب بیشتر ناظر به فکر و مرام و ایدئولوژی است، لذا با توجه به امور سیاسی و اجتماعی می‌توان گفت حزب؛ کسانی جزو حزب کمونیست و کسانی جزو حزب محافظه کارند،‌یعنی اصول اندیشگی آنان یکی است، مثلاً حزب کلاسیسم، حزب رومانتیسم. از طرفی بین مکتب‌های قبلی و بعدی رابطة ‌بسیار دقیق و علمی وجود دارد،‌ مثلاً عمدتاً به صورت عمل یا عکس العمل یا افراط و تفریط و تعادل عمل می‌کند. یکی از عوامل مهمّی که باعث افول یک مکتب شده، افراط هواداران مکتب قبلی و دل زدگی تجدّد طلبان است.

شرایط و اوضاع اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی نیز، در ایجاد یا تغییر مکتب‌های ادبی، تأثیر غیر قابل انکاری دارد. هر مکتب ادبی شکل دگرگون یافته مکتب پیش از خود یا واکنش و طغیانی در برابر آن است؛ از همین رو می توان گفت که هیچ مکتبی بدون مقدمه پیدا نمی شود و اثری از ویژگی‌های بیشتر مکتب های ادبی را در آثار ادبی پیش از آن می‌توان یافت.

به عنوان مثال رمانتیسم عکس العملی در مقابل کلاسیسم بود که عواطف و احساسات و «من» را در نظر نمی‌گرفت و «عقل» و «ما» را تبلیغ می‌کرد و رئالیسم سنتز این دو مکتب است. سمبولیسم عکس العملی در مقابل رئالیسم و ناتورالیسم است که فقط به حقیقت عینی توجّه داشتند. سنتز آن‌ها سوررئالیسم است که حقیقت بیرونی را کنار نهاد و به حقیقت درون می‌پردازد. به سبب همین ساز و کار علمی است که ذهن محقّق مکتب‌های ادبی قادر به پیش بینی و نظریه پردازی می‌شود و می‌تواند به کمک معاییر و آشنایی با جریانات، تاریخ ادبیات کشور خود را هم توجیه و تفسیر کند.

یک از مهم‌ترین عوامل پیدایش هر مکتب ادبی، نوع نگرشی است که ادیبان هر دوره به زندگی و دنیای پیرامون خویش داشته و دارند، ودر نتیجة همین گرایش‌ها بیان هنری شکل‌های گوناگون می‌یابد و تغییراتی در به کارگیری زبان و شیوة کاربرد واژگان پیش می‌آید.


به عنوان مثال: زمانی همه چیز تحت سیطرة کلیسا بود و پرداختن به علوم انسانی به معنی شک در کلیسا و نفی بسیاری از آموزه‌های کلیسایی قلمداد می‌شد. مدارک به جا مادنه نشان می‌دهد که آباء کلیسا همه چیز را محدود به خداوند کرده بودن و حتّی عشق زمینی هم تحریم شده بود. در چنین شرایطی در آغاز دورة رنسانس نهضتی در غرب پیدا شد که به مطالعه در علوم انسانی به ویژة آثار قدمای یونان و روم پرداخت. مردم کم کم متوجّه شدند بر خلاف آنچه کلیسا تبلیغ می‌کند، انسان موجود حقیری نیست، بلکه همه چیز به اعتبار انسان است که اهمیت دارد. این نهضت که اومانیسم گفته می‌شود به طور خاص مطالعه در ادبیات یونان قدیم و به طور عام، هر جریانی را که ارزش و اعتبار را به انسان دهد، در بر می‌گرفت. با آشنا شدن نویسندگان با آثار قدمای یونان و روم، کلاسیسم در قرن 17 به وجود آمد. کلاسیست‌ها به تبعیت از قدما، طبیعت انسانی را ثابت می دانستند و به احکام عقل سلیم باور داشتند. عقل گرایی از عصر اومانیسم شروع شد و روز به روز در حال پیشرفت بود. به گفتة آن‌ها آثار ادبی هم باید زیبا باشد و هم نتیجة اخلاقی داشته باشد. البتّه همة شاعران و نویسندگان با اشتیاق به نهضت کلاسیسم نپیوسته بودند و نزاع بین کهن گرایان و نوگرایان وجود داشت.

 از اوایل قرن هجدهم تغییری در حسّاسیت و احساس مردم نسبت به طبیعت به ایجاد شد و آثاری در این عصر به وجود آمد که زمینه ساز مکتب رمانتیسم شد. در حقیقت رمانتیسم، طغیانی علیه کلاسیسم بود. از مهم‌ترین علل و زمینه‌های پیدایش رمانتیسم می‌توان به این موارد اشاره کرد: پیدایش طبقه بورژوا و اصلاح رسوم اجتماعی، انقلاب کبیر فرانسه در 1789، انقلاب صنعتی انگلیس، روزنامه نویسی و آشنایی با ادبیات مشرق زمین

در قرن نوزدهم در اعتراض به مکتب رمانتیسم، مکتب رئالیسم به وجود آمد؛ یعنی نشان دادن واقعیت زندگی در مقابل افراط در تخیّل و احساسات. رئالیست‌ها معتقد بودند واقعیتی که در رمانتیسم مطرح می‌شود سطحی و زود گذر است. ناتورالیسم هم مثل رئالیسم در مقابل رمانتیسم قرار دارد. ناتورالیسم تقریباً همان رئالیسم است جز آن که بر زشتی‌ها تکیه دارد.

پیش از سمبولیسم مکتبی دیگر در مقابل رمانتیسم ظهور کرد به نام پارناس و در فرانسه طرفداران زیادی داشت. پارناسیسم، مكتبی ادبی است كه در نیمة دوّم قرن نوزدهم یعنی در حدود سال 1860 تا 1880 در اروپا رواج داشت. شكوفایی این مكتب همزمان با افول مكتب رمانتیك صورت پذیرفت. خاستگاه این جنبش ادبی كشور فرانسه بود. مكتب‌پارناسیسم مكتبی شكل‌گراست كه به زبان و فرم ظاهری آثار ادبی بیش از محتوای آن توجه دارد؛ چرا كه هدف هنر را تنها درك زیبایی و لذت بردن از آن می‌داند.

از سال 1880 به بعد سمبولیسم مطرح شد. سمبولیسم عکس العملی در مقابل مکتب ناتورالیسم و فلسفة پوزتیویسم بود که فقط با واقعیت‌های عینی و ملموس سر و کار داشتند و به زعم خود حقیقت نویسی و واقعیت‌گویی را ترویج می‌کردند. از مهم‌ترین علل پیدایش این مکتب، می‌توان به این موارد اشاره کرد: فساد دستگاه دین ( کلیسا، مسیحیت)، عجز سیستم کلیسا و مسیحیت برای ارضای روح حقیقت طلب افراد جامعه، تعصّب شدید هنرمندان واقع گرا و طبیعت گرا و اعتقاد به اینکه شعر وسیلة مناسب برای رسیدن به جهان آرمانی است ( در مقابل دین).

بحران حقیقت که از سمبولیسم شروع شده بود و آنان در صدد بیان حقیقت پنهان یا حقیقت دیگر بودند، اندک اندک تبدیل به بحران گریز از واقعیت شد که در کوبیسم و دادائیسم دیده می‌شود.

دادائیسم را می‌توان زاییدة نومیدی، اضطراب و هرج و مرج ناشی از آدمکشی‌ها و خرابی‌های جنگ جهانی اوّل دانست. دادائیسم زبان حال کسانی است که به پایداری و دوام هیچ امری امید ندارند، در واقع دادائیسم با همه چیز مخالف است حتی با دادائیسم. غرض پیروان این مکتب طغیانی بر ضد هنر، اخلاق و اجتماع بود. آنان می‌خواستند بشریت و در آغاز ادبیات را از زیر یوغ عقل و منطق و زبان آزاد کنند و بی‌شک چون بنای این مکتب بر نفی بود ناچار می‌بایست شیوة کار خود را هم بر نفی استوار و عبارت‌هایی غیرقابل فهم انشا کنند. شاعران این مکتب کلماتی را از روزنامه جدا می‌کردند و با کنار هم گذاشتن آن‌ها شعر می‌سرودند که جملاتی کاملاً بی‌معنی پدید می‌آمد.

فرا واقع ‌گرایی (سوررئالیسم) محصول تغییرات بعد از جنگ جهانی اوّل و فراموشی دادائیسم بود که از سال ۱۹۲۱ آغاز شد. ظهور سوررئالیسم زمانی بود که نظریه ‌های فروید روانشناس اتریشی درباره ضمیر ناخودآگاه و رویا و واپس‌زدگی (سرکوب)، فرهیختگان اروپا را به خود مشغول کرده بود. آندره برتون و لویی آراگون که هر دو پزشک امراض روانی بودند از تحقیق‌های فروید الهام گرفتند و پایه مکتب جدید خود را بر فعالیت ضمیر ناخودآگاه بنا نهادند.

مدرنیسم از اواخر قرن نوزدهم شروع شد و تمام قرن بیستم دورة‌ مدرنیته است. مهم‌ترین زمینه‌های پیدایش مدرنیسم عبارتند از: جنبش و عصرنوزایی(رنسانس) قرن 14 تا 15(شروع تدریجی مدرنیته)، جنبش اصلاح دینی جنبش روشنگری و عصر خرد (قرن 17و 18)، انقلاب صنعتی اول (نیمة دوم قرن 18 تا نیمه ی دوم قرن 19)

در دهه‌های پنجاه و شصت، مدرنیسم افراطی مورد نقد و انکار قرار گرفته بود، زیرا مدرنیست‌ها اساساً اعتقادی به سنّت نداشتند. امّا پست مدرنیست‌ها معتقدند که از سنّت هم می‌توان به نفع مدرن استفاده کرد.

زمینه‌های شکل‌گیری پست مدرن: نظریة نسبیت‌گرایی انیشتین؛ عدم قطعیت هایزنبرگ؛ آراء هایدگر، نیچه و مارکس؛ قیام دانش‌جویی 1968 پاریس، تجربه های نافرجام نازیسم در آلمان و رژیم بلشویکی روسیه و ...؛ انقلاب صنعتی دوّم در امریکا، آلمان، ژاپن و ...

از اواخر دهة 1960 مکتب فمنیسم رواج یافت. این مکتب به مسائل زنان در معنای وسیعش توجّه دارد. مسائلی چون ستم مردان بر زنان در طول تاریخ، قوانین که به نفع مردان تنظیم شده است. از علل پیدایش این مکتب می‌توان به این موارد اشاره کرد: ستیز با مرد سالاری، اعتراض به سنّت‌های حاکم بر زندگی اجتماعی زنان و بیان ستم دیدگی‌های آنان،‌ اعتراض به رفتارهای ناهنجار مردان با تأکید بر برخی از خصلت‌های عشرت طلبی و ناهنجاری‌ها و ناسازگاری‌های آنان،‌ تعظیم و بزرگداشت زن.

به طور کلّی ویژگی‌های هر مکتب، معمولا در آثار ادبی، به تدریج آشکار می شود و اغلب، مجموعه این اختصاصات، دنباله و نتیجه طبیعی اختصاصات مکتب قبلی و گاه عکس العمل و طغیانی بر ضد آن است، به این ترتیب، ظهور هیچ یک از مکتب های ادبی ناگهانی و بی مقدّمه نبوده است و اغلب نشانه هایی از هر کدام را در آثار ادبی دوره ماقبل آن می‌توان یافت که رفته رفته بر اثر اوضاع و احوال و جوّی که در آن امکان رشد داشته، تغییر شکل یافته اند.

اغلب مکتب های ادبی در وهلة اوّل در یک کشور ظاهر شده و سپس به ادبیات کشورهای دیگر راه یافته است و گاه در کشورهای دیگر، زمینه ای مناسب تر از کشور مبدأ خود یافته و در سرزمین جدید، رشد بیشتر پیدا کرده است، یا در عین حفظ اصول و مبانی خود، تغییرات و تحولاتی پذیرفته است. مکتب هایی که بدین گونه از حدود و مرزهای جغرافیایی واحدی تجاوز کرده‌اند و گسترش وسیع و جهانی یافته اند، به نهضت یا جنبش معروف شده اند. بعضی از مکتب ها نیز نتیجه ترکیب و تلفیق چند مکتب جداگانه است که به شکلی واحد درآمده است.

(برای پاسخ به این سؤال از کتاب مکتب‌های ادبی دکتر شمیسا و پاورپوئینت دوستان هم‌کلاسی استفاده شده است).

 

پرسش ها و منابع و مآخذ




موضوعات مرتبط: نمونه سؤال آزمون های دكترا زبان و ادبیات فارسی , دكترا ,
برچسب‌ها: مکتبهای ادبی ,
آخرین مطالب