تبلیغات
ادبیات فارسی - پاسخ ها: (13): رئالیسم جادویی در عزاداران بیل از غلامحسین ساعدی
>
تاریخ : دوشنبه 21 دی 1394
نویسنده : مجتبی معروف

13ـ رئالیسم جادویی را در یکی از آثار زیر بررسی کنید:

اهل غرق از منیرو روانی پور 2ـ عزاداران بیل از غلامحسین ساعدی 3 روزگار سپری شدة مردم سالخورده از محمود دولت‌آبادی 4ـ روزگار برزخی از رضا براهنی 5ـ داستان‌های شهرنوش پارسی پور.

«رئالیسم جادویی سبک نسبتاً نوینی است که هر چند بیشتر تداعی‌گر نام آمریکای جنوبی و به ویژه گابریل گارسیا مارکز است، امّا خاص ملل جهان سوّم است. در داستان‌های این سبک، واقعیت و خیال در هم گره می‌خورند، امّا به گونه‌ای که واقعیت بر خیال سیطره دارد، نه خیال بر واقعیت. از میان داستان نویسان فارسی، غلامحسین ساعدی در برخی از آثار خویش به این سبک گرایش دارد. (پور نامداریان و سیدان، 1388: 45).

در رئالیسم جادویی، ‌داستان نویس علاوه بر توجّه به خرافات و اساطیر، خود ماجراها و اتّفاقات فرامنطقی خلق می‌کند. هم قهرمان شگفت است و هم اعمال او و هم مطالب مطرح شده. داستان رئالیسم جادویی، تخیّل صرف برای مشغول کردن خواننده نیست و معمولاً کارکردهای سیاسی اجتماعی دارد. حقیقت و رؤیا با هم هستند. اساس داستان‌های رئالیسم جادویی رؤیا و اسطوره و خیال است (شمیسا، 1391: 252 و 253).

یکی از داستان‌هایی که غلامحسین ساعدی نگاشته عزاداران بَیَل است. این اثر،‌مجموعة هشت داستان پیوسته درباره فلاکت‌های مدام مردمان روستایی به نام بَیَل است. مكانی كه ساعدی آن را مورد بررسی قرار داده است یعنی «بیل» روستایی است كه او «در آن در پی آدم‌های آشنایش می‌گردد تا با توصیف و معرفی آنان گواهی باشد بر زمانه‌ای كه در آن زندگی می‌كند. داستان عزاداران بیل استعاره‌ای از ایران زمان پهلوی است. در درونمایه این رمان به شكست، تنهایی، خرافه‌ها، ترس و خوف، مسخ، تكرار تاریخ، سنت‌ها و فرهنگ بومی، عشق و مرگ و ویرانی، بررسی شخصیت‌ها و عوامل اجتماعی و سیاسی و توجه به عوامل واقعی و فراواقعی پرداخته شده است.

ساعدی بسیار زیركانه و ظریف به وجود استعمار در ایران اشاره كرده است. وی عقب‌ماندگی و جهل و نادانی مردم را در مقابل قدرت استعمار به نمایش گذاشته است؛ مردمی را توصیف می‌كند كه آن قدر در فقر فرهنگی دست و پا می‌زنند كه استعمار به خوبی توانسته است در تحمیل كردن قدرت خود به آنها موفق باشد. اشاره او به وجود استعمار حاكم در ایران در قالب بیان ورود كامیون آمریكایی‌ها به بیل در داستان ششم دیده می شود.

از درونمایه‌های دیگر این رمان تنهایی است. تنهایی در این رمان به طرز بارزی قابل دیدن است. در عزاداران بیل به خاطر یك جامعه عقب مانده و دچار فقر فرهنگی آدم‌ها به انزوا و تنهایی روی می‌آورند. در این رمان، از تخیل به عنوان ابزاری برای توصیف استفاده شده است و این تخیّل بیشتر به باورهای جمعی و اسطوره‌ای بر می‌گردد:

«مشدی جبّار و حسنی نگاه كردند؛ گاری كوچكی از خاتون آباد به طرف سید آباد می‌رفت. حسنی گفت: گاری را می بینی؟ مشدی جبار گفت: آره!  حسنی گفت: «چرا صاحب نداره؟ مشدی جبار گفت: باشه، شب از این چیزها زیاد دیده میشه. امّا شتر دیدی ندیدی» (ساعدی، 1377: 91).

در این رمان، ساعدی از چیزی برای بارور كردن تخیّل استفاده نكرده است و خود تخیل را پرورش داده است. فضا و زمینه در این رمان فضایی تیره و تار است و به مشكلات انسان‌ها پرداخته شده است.

مثال: «طرف‌های غروب ننه فاطمه روی بام نشسته بود و سیاهی بزرگی را كه از سیدآباد می‌آمد تماشا می‌كرد. ننه فاطمه فكر می‌كرد كه لابد باز در سیدآباد یكی مرده و سیدآبادی‌ها با گاری مشدی رقیه می‌روند حاجی آخوند را از جامیشان برای نماز به آبادیشان ببرند. كنار تپّه نبی آقا كه رسید، ننه فاطمه باد سیاه و چركی را دید كه چیز سفیدی را با خود می آورد» (ساعدی، 1377: 69).

یكی از ابزارهای بیان مسائل اجتماعی سیاسی در این رمان نماد است. عنصر رمز و راز یكی از عناصر چیره بر رئالیسم جادویی است و مقصود از رمز تعبیری است كه معنا و مفهومی متفاوت با ظاهر آن دارد و این معنا و مفهوم با تأمل در جوانب گوناگون لفظ شیء یا رخداد كشف می شود یعنی آنچه از آن به سمبل تعبیر می شود و غرض از افزودن واژه راز اشاره به این دلالت پنهان است.

از مهم ترین خصوصیات داستان‌های ساعدی نیز به خدمت گرفتن نمادهایی است كه به جلوه های مخوف و ترسناك زندگی و ناراحتی‌های روانی حاصل از آن می‌پردازد. ساعدی، جامعة ایرانی عصر پهلوی را به نمایش گذاشته است و چون در آن زمان نمی‌تواند به وضوح حرف‌هایش را بزند، پس به نمادها متوسّل می‌شود. در این اثر وقتی نمادها را شناسایی و رمز گشایی می‌كنیم. متوجّه خواهیم شد كه ساعدی در دورانی زندگی می كند كه اسطوره‌ها دگرگون شده و معنای خود را از دست داده‌اند و به كلی فراموشی شده‌اند. به عنوان مثالی از نمادپردازی در این رمان می‌توان گفت، بیلی‌ها همگی به طور جمعی نماد تنهایی، از خود بیگانگی، جهل، خرافه، عقب ماندگی یك جامعه هستند و كل این جامعه خود، نماد ایران زمان پهلوی می‌باشد.

آشكار‌ترین این حالت كه در واقع می‌توان آن را ناشی از جهل دانست در داستان ششم از این رمان آورده شده است. داستان مربوط به یك صندوقچه است كه در حوالی بیل پیدا می‌شود: یكی از اهالی بیل (مشدی جبار) صندوقچه‌ای را می‌بیند و اهالی بیل برای دیدن آن به دنبال او می‌روند. وقتی این شیء را می‌بینند نمی‌دانند چیست، تا این كه طبق نظر اسلام كه در این روستا از همه بیشتر می‌داند، متّفق القول می‌شوند كه این یك ضریح است و آن را به بیل می‌برند و اطراف آن دیواری می‌كشند. تا این كه یك روز دو كامیون آمریكایی به بیل وارد می‌شود و صندوقچه را پیدا می‌کنند و آن را با خود می‌برند. در پایان داستان بیلی‌ها همگی برای ضریح از دست رفته گریه و زاری می كنند:

«آمریكایی نعره كشید. سربازها ریختند و دیوارها را خراب كردند. .. صندوق را بلند كردند و گذاشتند توی كامیون... .سربازها رفتند و مشدی جبّار را گرفتند و بردند طرف كامیون. آمریكایی سوار شد. مشدی جبار را هم سوار كردند سربازها فحش دادند و سوار شدند. بیلی‌ها ترسیدند و عقب عقب رفتند و پشت دیوارها پنهان شدند. كامیون ها كه راه افتادند موسرخه به عبدالله گفت:  خوش به حال مشدی جبّار كه از شهر نرسیده دوباره برگشت به شهر…  بیلی‌ها به خاطر ضریح از دست رفته، زار زار گریه كردند» (ساعدی، 1377: 199 و 200).

در عزاداران بیل با زبانی رمزگونه و نمادین رو به رو می شویم كه اگر رمزگشایی كنیم به اسطوره‌ها بر می‌گردد. ساعدی با اشاره به اسطوره‌ها در واقع گذشته را به خواننده یادآوری می‌كند و خواننده را به ریشه‌های اصیل خود وصل می‌سازد.

ساعدی می‌خواهد بگوید حتی در میان چنین مردمانی با این همه عقب ماندگی اسطوره‌ها به خاطر همیشه زنده بودنشان و قدرت قدسی كه دارند دارای ارزش هستند و انسان با از دست دادن آنها و نبودنشان دچار ناراحتی و دغدغه‌های روحی می‌شود. بیان كردن بحران‌ها و مشكلات روحی و روانی و اجتماعی مردم در این رمان كه غرض از بیان آن رسیدن به یك نظم اجتماعی است را هم می‌توان به اسطوره‌ها ارتباط داد، چون یكی از كاربردهای اسطوره‌ها نقش جامعه شناختی آنها می‌باشد.

به عنوان مثال در عزاداران بیل داستان مرگ گاو و پناه بردن صاحب او به ماه به جنبة نمادین اسطوره‌ها توجه دارد. در اسطوره‌های میترایی خون گاو سبب پیدایش موجودات می‌شود، ولی در این باور، جنبش گاو سبب بازپیدایی سال و آفرینش نطفه می‌شود؛ بنابراین انتخاب گاو از میان حیوانات توسط نویسنده را می‌توان به توجّه و علاقه او به اسطوره‌ها ذكر كرد و این كه چرا مشدی حسن در موقع از دست دادن گاو به ماه پناه می برد را می‌توان به این مسأله ربط داد كه ماه در فرهنگ زردشتی حافظ چهارپایان است.

با خواندن این رمان متوجّه می‌شویم كه نویسنده با بررسی شخصیت‌ها و مسائل اجتماعی و سیاسی ایران روندی از تاریخ كشور و مسائلی كه مردم جامعه با آن روبرو هستند را به نمایش درآورده است.

در واقع نویسنده داستان زندگی خودش را بیان می‌كند و به خاطر مواجهه با خفقان اجتماعی و نبودن آزادی بیان در این سرزمین سبكی از نگارش به نام رئالیسم جادویی را برای بیان مقاصدش انتخاب كرده است.

ساعدی با آشنایی و شناخت كامل نسبت به فرهنگ بومی و مذهبی و چارچوب رئالیسم جادویی و شناخت كامل عنصر خیال اسطوره، جادو، فانتزی، رمزگرایی و نماد به بیان این داستان پرداخته است. عنصر خیال و واقعیت در این اثر پا به پای هم جلو می‌روند، به طوری كه تفكیك و جدایی میان آنچه خیالی است و آنچه واقعی است بسیار مشكل می‌شود.

در این رمان فضا و زمینه بومی و آداب و رسوم فرهنگی، اعتقاد به جادو و خرافات تا حد اختلاط با دین و قرابت های فرهنگی دیده می‌شود و نویسنده به اسطوره‌ها توجه خاصی دارد و از زبان نمادین در اید رمان برای بیان مقاصد خود و مشكلات زمان و دوران خود سود جسته است.

نكته مهم در توجّه این نویسنده به اسطوره‌ها بیشتر توجّه به نقش جامعه شناختی و تعلیم و تربیتی اسطوره‌ها برای ساختن یك زندگی بر پایة نظم و اصول انسانی می‌باشد. ساعدی جدا شدن از اسطوره‌ها را جدا شدن از هویّت و در نتیجه دچار شدن به حالت دوگانگی و از خودبیگانگی شخص و در نهایت اجتماع می داند. (آتش سودا و توللی، 1389: 33-12).

پرسش ها و منابع و مآخذ




موضوعات مرتبط: نمونه سؤال آزمون های دكترا زبان و ادبیات فارسی ,
برچسب‌ها: رئالیسم جادویی ,
آخرین مطالب